خلاصه داستان
برف بی صدا میبارد - قسمت51 :احمد در محل کارش با صاحب کارش حرف می زند و او می گوید یک ماه آموزشی ات تمام شده و از حالا استخدامی و از احمد درباره پدر شهیدش و سابقه جبهه اش سوال می پرسد و او می گوید گفتن این ها در رزومه کاری ات باعث اعتبار و امتیاز است و از حالا به بعد...

دیدگاه‌ها