خلاصه داستان
برف بی صدا میبارد - قسمت10 نسرین و سیمین راهی تهران شده اند و عمه گوهر برای دادن بسته ای به خانه ای که عروسی گلناز و شوهر است رفته است تا به شوهر گلناز بدهد و او با خودش به جبهه ببرد. امروز به سیمین و نسرین خبر می دهد که مادر پدرشان...

دیدگاه‌ها