خلاصه داستان
برف بی صدا میبارد - قسمت23 : عمه گوهر پیش روحانی فردوس رفته است و درباره اتفاقاتی که پیش آمده با او حرف می زند و به او کنایه می زند که او می گوید من ازمیرزایی قول هایی گرفتم که عمه گوهر میگه زمین میرزا ولی به خاطر بدهی به پدر من واگذار شده و حالا خود میرزایی اومده تا زمینی کهحق من است را ازم بگیرد . روحانی آن جا از شنید...

دیدگاه‌ها