خلاصه داستان
برف بی صدا میبارد - قسمت12 : منصور و نرگس به شرکتی که حبیب با اسم آن ها مجوز گرفته، رفته اند و منصور اتاق نرگس و خودش را به نرگس نشان می دهد ولی نرگس نگران مادرش است و می خواهد هر چه زود تر بروند ، منصور به نرگس می گوید که این جا برای خودمونه و ترتیبشو میدم تا امروز وسایل و بیارن و....

دیدگاه‌ها