خلاصه داستان
برف بی صدا میبارد - قسمت20: عمه گوهر سر سفره، سراغ قرآن برادرش را می گیرد و صفحه اول آن که اسم همه بچه نوشته شده و میگه حالا نوبت نوشتن اسم بچه نسرین و بچه های توعه ، سیمین و عمه گوهر داخل اتاق کار با هم درد و دل می کنند و عمه گوهر تا جایی که می تواند، سیمین را آروم می کند و او را حمایت میکند…

دیدگاه‌ها