خلاصه داستان
برف بی صدا میبارد - قسمت17 : با اتمام مراسم همه به خانه رفته اند و نسرین و احمد درباره رفتار کیانی و سیمین صحبت می کنند و احمد می گوید بهتر است که افطار به آن جا نرود و ممکن است ناراحتی پیش بیاید و به سراغ امروز می رود و سفارش بچه ها را می کند و می رود. سهیلا در اتاقش نشسته است که نسرین به سراغش می رود و...

دیدگاه‌ها