خلاصه داستان
برف بی صدا میبارد - قسمت54 : سیمین کنار آتش نشسته است، به انگشتر در دستش نگاه می کند و فکر می کند. سهیلا در خانه با بچه ها بازی می کند که سیمین از سر و صدایشان بیدار می شود و سهیلا آن ها را به سیمین می سپارد و به سرکار می رود اما هیچ چیزی به سیمین درباره...

دیدگاه‌ها