خلاصه داستان
برف بی صدا میبارد - قسمت3 : حاج عطا به همراه احمد به انبار رفته است که کیانی را مشغول بحث با یکی از مسئولین انبار می بیند و به او می گوید که بیشتر از این ادامه ندهد و همه را جمع می کند و اعلام می کند که از این به بعد کیانی همراه آقای مرادی کمک می کند و می رود.حاجی که حال خوشی ندارد به سراغ حاج آقای محل رفته است و...

دیدگاه‌ها