خلاصه داستان
برف بی صدا میبارد - قسمت50 : نسرین به دانشگاه سهیلا رفته تا با ناهید صحبت کند. با او به جای خلوتی می رود و شروع به صحبت می کند و می گوید که من برای عذرخواهی آمده ام و می خواهم ما بهشون کمک کنیم تا حال خواهر من و برادر شما دوباره خوب شود. ناهید به او می گوید که....

دیدگاه‌ها