خلاصه داستان
برف بی صدا میبارد - قسمت9 : حاجی به خانه برگشته است که دانیال رو غمگین از مردن ماهی ها می بیند و با او صحبت می کند. عروس دامادی که حاجی بساط عروسیشان را راه انداخته برای تشکر به خانه عمه گوهر رفته اند و از او خواهش می کنند که حتما امشب در عروسی آن ها شرکت کنند.حاج عطا و شکوه خانم به سمت تهران روانه شده اند و...

دیدگاه‌ها