خلاصه داستان
برف بی صدا میبارد - قسمت27 : حبیب به بیمارستان رفته و زخمش را پانسمان می کند. گوهر خانم به سر خاک شوهرش رفته و نامه ای که برای سعید خوانده را اول برای او می خواند و گریه می کند. حسابی با شوهرش درد و دل می کند و خودش را سبک می کند. نسرین به اتاق سهیلا رفته و ...

دیدگاه‌ها