خلاصه داستان
برف بی صدا میبارد - قسمت64 : حبیب در شرکت با امورمالی صحبت می کند که منشی شرکت با او درباره آگهی نمایندگی ها صحبت می کند و بعد از رفتنش احمد وارد اتاق می شود و از چهره اش مشخص است که حال خوبی ندارد و شروع به بحث با حبیب می کند و از کار هایی که در دوران انقلاب کرده می گوید اما حبیب....

دیدگاه‌ها