خلاصه داستان
برف بی صدا میبارد - قسمت2: امروز و بلور برای زدن واکسن دخترشون به بیمارستانی که نسرین در آن کار می کند، رفته اند. نسرین با آرامش برای بچشون واکسن می زند و تمام مراقبت های لازم و بهشون میگه و حبیب هم با پسری به انبار لوازم خانگیش رفته و بهش میگه از این به بعد قرار این جا ....

دیدگاه‌ها