خلاصه داستان

خلاصه داستان سریال پاتیخت 2 قسمت 8

در سریال پایتخت 2 قسمت 8 بعد از اینکه سیم بکسل ماشین پاره شد، پنجعلی که در ماشین بود به سرعت داشت نزدیک دره می شد و نقی و دیگران داشتن دنبال ماشین می کردن تا جلوی سقوطش را بگیرند ولی هرچه تلاش می کردند به ماشین نمی رسیدند و نمی توانسند ماشین را متوقف کنند اما زمانی که ماشین داشت از دره پرت می شد پایین نصفش رد شد و ما بقی به جدول گیر کرد و ماشین را نگه داشت که به پایین پرت نشه. در ادامه ارسطو ماشینش آورد و دوباره سیم بکسل را گره زد و ماشین را از خطر پرتاب نجات داد و بابا پنجعلی هم جان سالم به در برد.

بعد از اتفاقاتی که افتاد ارسطو که خودش ماشین این سه پیر مرد عضو شورای شهر را خراب کرده بود درست کرد و بعد از کلی تشکر از آن ها جدا شدند و رفتن به کارشون که رساندن نامه مردم به رئیس جمهور بود برسند و همه چیز به خیر و خوشی به اتمام رسید. در ادامه از آنجایی که نزدیک سال تحویل بود خانم فدوی به ارسطو گفت که در مکانی مناسب وایستند تا سال تحویل را در آنجا سپری کنند که ارسطو این کار را انجام داد و بسیار خوش و خرم سال تحویل را کنار هم گذراندن.

در ادامه مسیر وقت اذان کنار زدن برای اینکه نمازشان را بخوانند و ارسطو که شب گذشته خوب نخوابیده بود استراحتی بکند که برایشان دردساز شد زمانی که از خواب پاشدن در رستورانی که در نماز خانه اش در حال استراحت بودن پلمپ شده بود و پشت در مانده بودن تا اینکه صاحب رستوران بیاد و زمانی که رسید با دعوایی که شرکا باهم دیگر کردن مشکل دو چندان شد و در اخر خانم فدوی همراه هما با رئیس رستوران به کلانتری رفتند تا راه حلی پیدا کنند نقی، ارسطو و بابا پنجعلی از اون رستوران بیرون بیارن.

سریال پایتخت 2 قسمت 8

دیدگاه‌ها

علی حسینی

خوب

امیر باستانی

خوب

پویا قاسم پور

خوب

mahlasheikhi

خوب

نیما حسین پور

خوب بود

جشنواره زمستانی کافه پلی

خوب بود

جشنواره زمستانی کافه پلی

خوب بود

علی حسینی 2

خوب

علیرضا رسولی

خوب

محمد ستایش

خوب

0913***0188

عالیه

علی اسدی

عالی

علیرضا حسن پور

خوب

علی رضا کرمی

خیلی خوبه

f.sh

خوب بود

0918***2460

خوب

0918***2460

خوب

محمد اکبری

good

سعیدشجاعی نیا

h

ابوالفضل اسلامی

عالی

امیر باستانی

G

احمدرضا قربانی

r

علی حسینی

خوب

فاطمه عقیلی نسب

عالی

پوریا ایلکا

خوب