خلاصه داستان

خلاصه داستان سریال پایتخت 3 قسمت 8

در سریال پایتخت 3 قسمت 8 کامیون ارسطو را شریکش از جلوی در خانه بهبود بدون اینکه بهش بگه می برد. از آنجایی که شریک ارسطو فامیلشان است و نقی او را می شناسد ارسطو از نقی در خواست می کند که همراهش به خانه شریکش بروند. زمانی که آن ها به آنجا می رسند متوجه می شوند بخاطر اینکه چک های ارسطو پاس نشده او آمده و کامیون را برده، نقی در تلاش است تا ضمانت کند که ارسطو در آینده تمامی چک هایش را پاس می کند و هر طور شده او را راضی کرد تا کامیون را بهش پس دهد. در آخر شریک ارسطو که یک زنی است که با پول دیه شوهرش با ارسطو شریک شده به او گفت در اولین فرصتی که پول دستش اومد به فکر بچه های یتیم من باش بجای خرج کردن برای زنت، که درست در همین لحظه بود که نقی شروع به بازخواست کردن ارسطو کرد. 

بعد از اینکه نقی متوجه شد ارسطو زن گرفته اولین کاری که کرد این موضوع را به دیگر اعضای خانواده گفت و ارسطو شروع کرد به توضیح دادن ماجرا و خانواده معمولی در حال گوش کردن بودن تا اینکه ارسطو گفت که زنی که گرفته چینی است و باعث تعجب خانواده معمولی شد و همه به ارسطو از تفاوت هایی که میان چینی ها و ایرانی ها هست گفتند که ارسطو به آن ها توضیح داد که چو چانگ زنش مسلمان شده و بیشتر آداب و رسومش شبیه ایرانی ها است.

ارسطو که برای نقی سوغاتی یک مواد غذایی پروتئینی آورده بود نقی از آن خیلی خوشش آمد و هر روز می خورد تا روزی که یک پرستار برای آمپور زدن به بابا پنجعلی به خانه نقی اینا آمد و در داروخانه هم کار می کرد نقی اون چیزی که ارسطو آورده بود را تمام کرده بود و به اون پرستار اونو نشان داد تا برایش از داروخانه بیاره که متوجه موضوع بسیار شوکه کننده ای شد که این موضوع این بود که اون غذا برای حیوانات خانگی است که بعد از اینکه نقی فهیمد دوباره دعوای شدیدی بین او و ارسطو شد.

سریال پایتخت 3 قسمت 8

 

دیدگاه‌ها