
سریال پایتخت 3 قسمت 15
خلاصه داستان سریال پایتخت 3 قسمت 15
در سریال پایتخت 3 قسمت 15 بعد از اینکه بهبود را در بیمارستان بستری کردند به یک رستوران چینی برای خوردن نهار رفتن از آنجایی که خانواده معمولی خوردن غذا با قاشق و چنگال چینی ها را بلد نبودن با مشکل غذایشان را خوردن و در همان حال چوچانگ می خواست ازشون عکس بگیرد بعد از اینکه با موبایل خودش این کار را انجام داد هما بهش گفت که با موبایل نقی هم برای اینکه خاطره بشه یک عکس ازشون بگیرد در حالی که داشت عکس می گرفت بلوتوث ازدواج ارسطو را در موبایل نقی دید و به ارسطو گفت که تو قبلا ازدواج کردی و قهر کرد رفت بعد از آن نقی و ارسطو به دنبالش رفتند و به او گفتن که این فیلم واقعیت نداره و برای اینکه تو را سوپرایز کنیم این فیلم را درست کردیم و چوچانگ با اینکه بسیار شوکه شده بود داستانی که براش تعریف کردن را باور کرد.
در ادامه خانواده معمولی متوجه می شوند که بهبود برای اینکه خودش را به مراسم رونمایی از پیراهن تیم ملی فوتبال برساند از بیمارستان فرار کرده و خانواده معمولی سراسیمه رستوران را ترک می کنند تا خودشان را به بهبود برسانند. در همین راستا بهبود به ورزشگاه آزادی می رسد و با نقی و دیگر افراد خانواده روبه رو می شود و لباسش را عوض می کند تا به مراسم برود. زمانی که به آنجا می رسد بعد از صحبت احساسی که راجب پلنگ مازندران می کند با بچه های تیم ملی فوتبال عکس یادگاری می گرد و مراسم تجلیل به پایان می رسد.

خلاصه داستان سریال پایتخت 3 قسمت 15
در سریال پایتخت 3 قسمت 15 بعد از اینکه بهبود را در بیمارستان بستری کردند به یک رستوران چینی برای خوردن نهار رفتن از آنجایی که خانواده معمولی خوردن غذا با قاشق و چنگال چینی ها را بلد نبودن با مشکل غذایشان را خوردن و در همان حال چوچانگ می خواست ازشون عکس بگیرد بعد از اینکه با موبایل خودش این کار را انجام داد هما بهش گفت که با موبایل نقی هم برای اینکه خاطره بشه یک عکس ازشون بگیرد در حالی که داشت عکس می گرفت بلوتوث ازدواج ارسطو را در موبایل نقی دید و به ارسطو گفت که تو قبلا ازدواج کردی و قهر کرد رفت بعد از آن نقی و ارسطو به دنبالش رفتند و به او گفتن که این فیلم واقعیت نداره و برای اینکه تو را سوپرایز کنیم این فیلم را درست کردیم و چوچانگ با اینکه بسیار شوکه شده بود داستانی که براش تعریف کردن را باور کرد.
در ادامه خانواده معمولی متوجه می شوند که بهبود برای اینکه خودش را به مراسم رونمایی از پیراهن تیم ملی فوتبال برساند از بیمارستان فرار کرده و خانواده معمولی سراسیمه رستوران را ترک می کنند تا خودشان را به بهبود برسانند. در همین راستا بهبود به ورزشگاه آزادی می رسد و با نقی و دیگر افراد خانواده روبه رو می شود و لباسش را عوض می کند تا به مراسم برود. زمانی که به آنجا می رسد بعد از صحبت احساسی که راجب پلنگ مازندران می کند با بچه های تیم ملی فوتبال عکس یادگاری می گرد و مراسم تجلیل به پایان می رسد.


















