
سریال پایتخت 1 قسمت 11
خلاصه داستان سریال پایتخت 1 قسمت 11
در سریال پایتخت 1 قسمت 11 ارسطو و گل رخ باید هرطوری شده پول خسارت ماشینی که باهاش تصادف کردن را جور کنن وگرنه کامیون گرو می ماند. گل رخ گردنبندی که از مادرش به یادگار داشت را فروخت تا بخشی از پول خسارت را جبران کند ولی همچنان خیلی پول کم دارند برای همین با دوست و هم دانشگاهیش تماس گرفت و تا از آن ها پول قرض کند با اینکه دوست هایش بهش پول قرض دادن ولی او همچنان نتوانست کل پول را جور کند و زمانی که ارسطو دید پول جور نمی شود به گاراجی که کار می کرد رفت تا از آنها پول بگیرد تا بتوانند پول خسارت ماشین را بدهند.
در ادامه نقی زمانی که دید خانوادش در کامیون در شرایط بسیار سختی هستند یک ایده خلاقانه به ذهنش رسید و پشت کامیون را به شکل خانه در اورد و از پارک بغل برای کامیون برق کشید و یخچال و تلویزون را وصل کرد تا خانوادش در آرامش بیشتری باشند ولی بعد از اینکه همه چیز خوب بود باران گرفت و و از سقف کامیون آب میمود و داشت تمامی وسایلشان خیس میشد که هما و نقی سعی کردن تا حد ممکن جلوی این کار را بگیرن.

خلاصه داستان سریال پایتخت 1 قسمت 11
در سریال پایتخت 1 قسمت 11 ارسطو و گل رخ باید هرطوری شده پول خسارت ماشینی که باهاش تصادف کردن را جور کنن وگرنه کامیون گرو می ماند. گل رخ گردنبندی که از مادرش به یادگار داشت را فروخت تا بخشی از پول خسارت را جبران کند ولی همچنان خیلی پول کم دارند برای همین با دوست و هم دانشگاهیش تماس گرفت و تا از آن ها پول قرض کند با اینکه دوست هایش بهش پول قرض دادن ولی او همچنان نتوانست کل پول را جور کند و زمانی که ارسطو دید پول جور نمی شود به گاراجی که کار می کرد رفت تا از آنها پول بگیرد تا بتوانند پول خسارت ماشین را بدهند.
در ادامه نقی زمانی که دید خانوادش در کامیون در شرایط بسیار سختی هستند یک ایده خلاقانه به ذهنش رسید و پشت کامیون را به شکل خانه در اورد و از پارک بغل برای کامیون برق کشید و یخچال و تلویزون را وصل کرد تا خانوادش در آرامش بیشتری باشند ولی بعد از اینکه همه چیز خوب بود باران گرفت و و از سقف کامیون آب میمود و داشت تمامی وسایلشان خیس میشد که هما و نقی سعی کردن تا حد ممکن جلوی این کار را بگیرن.














