خلاصه داستان

درباره سریال پایتخت 4 قسمت 7

در سریال پایتخت 4 قسمت 7 ارسطو بعد از اینکه متوجه شد که از طرف شرکت بیمه هواپیمایی 400 هزار دلار قرار است بهش پول برسد بسیار شوکه شد و این قضیه به هیچ کس حتی نقی نگفت و همین موضوع در آینده برایش درسر ساز خواهد شد و نقی او را به خاطر این کار بسیار سرزنش می کند.

هما در مراسمی تحت عنوان مادر نمونه به همراه دختر هایش دعوت شده و بخاطر این جشن سارا و نیکا برایش متنی نوشتن که قرار است در این مراسم این متن احساسی را بخوانند. در زمانی که سارا و نیکا در حال خواندن این متن برای مادرشان هستند نقی به سالن جشن می رسد و از اینکه آن ها در نامه ای که نوشتن فقط از هما و کارهایش تشکر می کنند و او را به عنوان الگو خطاب می کنند ناراحت شده است و از این به بعد هما را خانم الگو صدا می کند.

بعد از اینکه نقی به دختر هایش قول داده بود شام آن ها را بیرون ببرد به قولش عمل می کند و آن ها را به  دیزی خوری می برد و درست در همان ساعت بائو و خانواده اش به آن دیزی خوری می آیند نقی که بخاطر دعوایی که بائو در مهمانی راه انداخته بود با او قهر بود از اومدنش به اونجا بسیار شاکی شد که  رحمت آمد و این دو نفر را با یکدیگر آشتی داد و بعد از آن بائو با نقی سر مسائل ازدواج پنجعلی با مادرش با یکدیگر صحبت کردنند.

سریال پایتخت 4 قسمت 7

خلاصه داستان سریال پایتخت 4 قسمت 7

در ابتدای این قسمت ارسطو که از پاسگاه برگشته بود هرچی نقی و فهیمه ازش میپرسن که در آنجا چی گذشت اون پاسخی نمی دهد و صرفا می گوید که یک پرسش و پاسخ ساده بوده. در ادامه هما به همراه فهیمه و سارا نیکا به جشن زن نمونه می روند و بعد از آن قرار است نقی به دنبالشان برود تا شام را بیرون بخورند.

جشن در حال برگزاری بود که نقی خودش را به سالن جشن می رساند تا خانواده اش را بردارد تا با یکدیگر به دیزی خوری بروند در دیزی خوری با بائو و خانواده اش روبه رو می شوند و از آنجایی که باهم دیگر قهر بودند نقی سلام خشک خالی می کند تا اینکه رحمت می رسد و با وجود مخالفت های نقی او را با بائو آشتی می دهد.

بعد از اینکه نقی با بائو آشتی می کند درباره ازدواج پنجعلی شروع به صحبت می کنند و بائو و خانوادش شرایط ازدواج را به نقی می گویند و نقی این شرایط را مکتوب کرد تا فردای روزگار شرایطی جدیدی برای ازدواج نگذارند. نقی در حالی که داشت از رحمت قیمت تلویزون سه بعدی را می پرسید رحمت به او گفت که دیگه نباید مشکل مالی داشته باشد بخاطر اینکه ارسطو قرار است 400 هزار دلار پول بگیرد ولی نقی از این موضوع هیچ خبری نداشت و از دست ارسطو بسیار شاکی شد بعد از اینکه رفت خانه توقع داشت ارسطو این موضوع به نقی بگه که نگفت تا اینکه خود نقی در زمانی که داشتن می خوابیدن این موضوع مطرح کرد و بحث و جدل دوباره ای بین نقی و ارسطو درست شد.

دیدگاه‌ها