خوب

سریال پایتخت 2 قسمت 4
خلاصه داستان سریال پایتخت 2 قسمت 4
در سریال پایتخت 2 قسمت 4 نقی و ارسطو با خواندن شعری برای دختر های نقی در حال شستن فرش هستند و هما از بیرون برای نهار پیتزا سفارش داده زمانی که پیک پیتزا ها را می آورد نقی ازش می خواد که بهش کمک بده تا فرشی که شستن و سنگین شده است را کمک کند تا با ارسطو پهنش کنند در حین انجام این کار نردبون میشکند و نقی روی پیتزاهایی که سفارش دادن می افتد و تمامی پیتزاها له می شود.
هما از اینکه قراره در روز های عید برایشان مهمان بیاید بخاطر اینکه خانه شان در کنار ریل قطار است و شرایط مناسبی ندار خجالت می کشد برای همین به نقی اصرار دارد که باید روز های عید به مسافرت برن. فردای آن روز که نقی به سرکار قبلی اش گنبد و گلدسته سازی برگشته از نقی می خواهند که به همراه کامیون ارسطو یک گنبد گلدسته را به قشم ببرند و نصبش کنند که نقی پس از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شد.
زمانی که خانواده معمولی و ارسطو در حال آماده شدن برای رفتن به این سفر بودن آقای فروردین صاحب کار نقی باهاش تماس می گیرد و بهش می گوید که برنامه رفتن به سفر کنسل است که این خبر باعث شد هما و بقیه حالشون گرفته شود. در روز بعد آقای فرودین دوباره با ارسطو که برای بار گرفتن به جای دیگری رفته بود تماس می گیرد که بیاید تا گنبد و گلدسته به قشم ببرد و ارسطو از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شد و سریعا خودش را به آنجا رساند و نقی هم که به همراه خانواده با ماشین بهبود به سفر رفته بودن بر می گردن تا همراه ارسطو برن اما دوباره زمانی که داشتن محیا سفر می شدند فروردین نقی را صدا کرد و بهش گفت که برنامه سفر دوباره کنسل شده است.

خلاصه داستان سریال پایتخت 2 قسمت 4
در سریال پایتخت 2 قسمت 4 نقی و ارسطو با خواندن شعری برای دختر های نقی در حال شستن فرش هستند و هما از بیرون برای نهار پیتزا سفارش داده زمانی که پیک پیتزا ها را می آورد نقی ازش می خواد که بهش کمک بده تا فرشی که شستن و سنگین شده است را کمک کند تا با ارسطو پهنش کنند در حین انجام این کار نردبون میشکند و نقی روی پیتزاهایی که سفارش دادن می افتد و تمامی پیتزاها له می شود.
هما از اینکه قراره در روز های عید برایشان مهمان بیاید بخاطر اینکه خانه شان در کنار ریل قطار است و شرایط مناسبی ندار خجالت می کشد برای همین به نقی اصرار دارد که باید روز های عید به مسافرت برن. فردای آن روز که نقی به سرکار قبلی اش گنبد و گلدسته سازی برگشته از نقی می خواهند که به همراه کامیون ارسطو یک گنبد گلدسته را به قشم ببرند و نصبش کنند که نقی پس از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شد.
زمانی که خانواده معمولی و ارسطو در حال آماده شدن برای رفتن به این سفر بودن آقای فروردین صاحب کار نقی باهاش تماس می گیرد و بهش می گوید که برنامه رفتن به سفر کنسل است که این خبر باعث شد هما و بقیه حالشون گرفته شود. در روز بعد آقای فرودین دوباره با ارسطو که برای بار گرفتن به جای دیگری رفته بود تماس می گیرد که بیاید تا گنبد و گلدسته به قشم ببرد و ارسطو از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شد و سریعا خودش را به آنجا رساند و نقی هم که به همراه خانواده با ماشین بهبود به سفر رفته بودن بر می گردن تا همراه ارسطو برن اما دوباره زمانی که داشتن محیا سفر می شدند فروردین نقی را صدا کرد و بهش گفت که برنامه سفر دوباره کنسل شده است.

دیدگاهها
خوب
خوب
عالی
خوب بود
خوب بود
خوب
خوب
خوب
عالیه
خیلی ذخوبه
خوب بود
عالی
عالی
خوب
like
عالی
عالی
خوب
d
خوب
عالی
خوب













