خلاصه داستان
ازسرنوشت - قسمت48 : مهتاب وقتی میخواد به خانه برگرده نادر را جلوی در میبینه و بهش میگه که حرفیو بزن که بهت کمک کنه. نادر میگه کمک به کی؟ غریبه ها؟ بده یخورده به خودیا فکر کنی؟ مهتاب میگه اگه به خودیا فکر نمیکردم که الان رفته بودم پیش پلیس! نادر میگه....

دیدگاه‌ها