خلاصه داستان
ازسرنوشت - قسمت39 : رضا دهشت را صدا میزنه تا پیششون بره. عباس ازش میپرسه که قطعه ها و پیچ و مهره ها کجان؟ او میگه من از کجا بدونم؟ از خود هاشم بپرسین سپس ازش میخوان تا بره هاشم را صدا کنه دهشت میگه منو با هاشم در نندازین! الان خوابه از خواب بیدار بشه خیلی عصبانی میشه. عباس با کلافگی میگه وقتی هنوز ...

دیدگاه‌ها