خلاصه داستان
ازسرنوشت - قسمت19 : هاشم شبانه پولی که برای عمل آرزو سهراب نیاز داشت را از کسی قرض می کنه و بهش میده. سهراب ازش میپرسه این پول از کجا اومد؟ من باید به کی تحویل بدم؟ از کجا آوردی؟ هاشم میگه تو به اون چیکار داری طرف حساب تو منم هر وقت که زمانش شد بهت میگم که پس بدی. فردای آن روز سهراب تو کارگاه...

دیدگاه‌ها