خلاصه داستان
ازسرنوشت - قسمت36 : مهندس خاکپور به همراه آرام دخترش به یک رستوران میرن. وقتی میرسن به آرام میگه اینجارو یادت میاد؟ آشنا نیست؟ آرام بهش میگه چرا واسم خیلی آشناس همون رستورانی هستش که دوران بچگیم زیاد میومدیم پدرش تایید میکنه سپس شروع میکنه از خاطراتش در آن رستوران با...

دیدگاه‌ها