
ازسرنوشت - قسمت45
ازسرنوشت - فصل1ازسرنوشت - فصل2ازسرنوشت - فصل3ازسرنوشت - فصل4
خلاصه داستان
ازسرنوشت - قسمت45 : مینو وقتی به بهشت زهرا میره با دیدن هستی در آغوش او شروع به گریه کردن میکند. هستی او را آرام میکنه سپس بهش میگه من اصلا خبر نداشتم که شاهین اومده اینجا. مینو بهش میگه ولی شاهین بهم گفته بود که شما موتورشو فروختین و پول واسش فرستادین که با اون پول بلیط بگیره و با هم ...
خلاصه داستان
ازسرنوشت - قسمت45 : مینو وقتی به بهشت زهرا میره با دیدن هستی در آغوش او شروع به گریه کردن میکند. هستی او را آرام میکنه سپس بهش میگه من اصلا خبر نداشتم که شاهین اومده اینجا. مینو بهش میگه ولی شاهین بهم گفته بود که شما موتورشو فروختین و پول واسش فرستادین که با اون پول بلیط بگیره و با هم ...
عوامل و بازیگران