خلاصه داستان
ازسرنوشت - قسمت22 : عباس به سهراب میگه تا یه جلسه ترتیب بده. وقتی همه جمع میشن بهشون میگه الان یکی از دوستام باهام تماس گرفت و گفت فقط یه شرکته که موفق شده اون دستگاه ام آر آی را بسازد و هیچ شرکت دیگه ای وجود نداره که ساخته باشه! آنها به مهندس فرزام شک می‌کنند و به طرف شرکتش میرن. وقتی به آنجا می رسند...

دیدگاه‌ها