خلاصه داستان
ازسرنوشت - قسمت15 : سهراب و هاشم به همراه آرام و عباس به همان شرکتی می‌روند که قرار گذاشته بودند. وقتی به آنجا می رسند مدیرعاملش آقای فرزام با خوشرویی با آنها رفتار میکنه و میگه به وجد آمدم وقتی دیدم یه تیم جوان و تازه وارد همچین چیزی را توانستند بسازند، هاشم بهش می گه والا ما هم شوکه شدیم وقتی دیدیم ...

دیدگاه‌ها