
سریال فرام فصل 1 قسمت 8
From - S01 - E08
خلاصه داستان سریال فرام فصل 1 قسمت 8
سریال از سوی فصل 1 قسمت 8 بلافاصله پس از حمله مرگبار به کلونی هاوس آغاز می شود. بیشتر ساکنان این ساختمان مجبور شده اند به خانه های شهر منتقل شوند و شرایط عادی زندگی کاملا به هم ریخته است. کنی تلاش می کند برای خانواده هایی که حالا باید در کنار یکدیگر زندگی کنند، نظم تازه ای ایجاد کند و پیشنهاد می دهد همه ساکنان دور هم جمع شوند و درباره قوانین جدید صحبت کنند. با این حال، بوید هنوز تحت تاثیر مرگ ختری است و احساس می کند باید هرچه زودتر کاری برای پیدا کردن راه خروج انجام دهد. او تصمیم گرفته به جنگل برود، اما پیش از آن باید تکلیف چند مسئله مهم را مشخص کند.
بوید سارا را از زیرزمین کلیسا بیرون می آورد و او را با خود به جنگل می برد. او هنوز به سارا اعتماد ندارد و به صراحت می گوید اگر مشخص شود صداهایی که سارا می شنود هیچ کمکی به آنها نمی کنند، خودش او را خواهد کشت. سارا در گذشته باعث مرگ چند نفر شده، اما ختری باور داشت ارتباط او با نیروهای ناشناخته می تواند سرنخی برای نجات ساکنان باشد. بوید نیز حالا می خواهد بفهمد این صداها واقعا چه چیزی می دانند. سارا در مسیر به او می گوید موجودات شب قبل از پیدا شدن طلسم ها، شب ها فریاد می زدند و پس از پیدا شدن طلسم ها، رفتارشان تغییر کرده و شروع به نجوا کردن کرده اند.
در بخش مهمی از قسمت، گذشته بوید و خانواده اش روایت می شود. سال ها پیش، بوید به همراه همسرش ابی و پسرشان الیس وارد این شهر شده بودند. آنها هنوز نمی دانستند گرفتار چه مکانی شده اند و مانند سایر تازه واردان مجبور بودند شب ها در مخفیگاه ها پنهان شوند. بوید که سابقه نظامی داشت، خیلی زود تلاش کرد برای ساکنان سیستم مشخصی ایجاد کند. او منابع را سازماندهی کرد، محل های مخفی شدن را تغییر داد و به دنبال راهی برای افزایش شانس زنده ماندن مردم رفت. در همین دوران، طلسم هایی را پیدا کرد که بعدها امنیت شبانه ساکنان را تغییر دادند.

سریال from فصل 1 قسمت 8
اما ابی نتوانست با شرایط کنار بیاید. او به تدریج باور کرد که این مکان واقعی نیست و تنها راه بازگشت آنها به خانه، بیدار کردن همه است. در حالی که بوید برای پیدا کردن راه نجات به جنگل رفته بود، ابی در شهر دست به کشتار زد و معتقد بود قربانیان در واقع داخل یک کابوس هستند و با مرگ، از آن بیدار می شوند. بوید پس از بازگشت با این صحنه روبه رو شد و زمانی که متوجه شد ابی قصد دارد الیس را نیز بکشد، مجبور شد به همسرش شلیک کند. این اتفاق رابطه بوید و الیس را برای سال ها تحت تاثیر قرار داده و دلیل خشم الیس نسبت به پدرش را روشن می کند.
در زمان حال، جیم و تابیتا نیز تحقیقات خود را دنبال می کنند. جیم متوجه شده آزمایش قبلی آنها برای ارسال سیگنال رادیویی نتیجه داده و هرچند تنها مقداری صدای پارازیت دریافت کرده اند، همین موضوع نشان می دهد امکان برقراری ارتباط از این مکان وجود دارد. او پیشنهاد می کند در ساختمان کلونی هاوس که روی بلندترین نقطه منطقه قرار دارد، یک برج رادیویی بسازند. دونا با وجود مرگ چهارده نفر در حمله شب گذشته با این طرح موافقت می کند، زیرا ساختمان فعلا خالی است و می توان از آن برای ساخت این برج استفاده کرد.
در همین زمان، تابیتا و جولی درباره مرگ توماس صحبت می کنند. جولی از مادرش می پرسد آیا جدایی جیم و تابیتا هنوز قرار است اتفاق بیفتد. تابیتا سرانجام توضیح می دهد که مرگ توماس باعث شده رابطه او و جیم آسیب جدی ببیند. او لحظه ای را تعریف می کند که توماس در حالی که تنها برای چند ثانیه از او و جیم غافل شده بودند، از روی میز تعویض کودک سقوط کرد و جان باخت. تابیتا اعتراف می کند که حتی دیدن جیم گاهی خاطره آن اتفاق و صدای تلفن همان روز را در ذهنش زنده می کند.

سریال فرام فصل 1 قسمت 8
در ادامه این قسمت از سریال from، کنی و بوید درباره آینده شهر اختلاف نظر پیدا می کنند. کنی معتقد است بوید نباید مردم را تنها بگذارد، اما بوید اصرار دارد که آنها دیگر نمی توانند فقط به زنده ماندن شبانه و محافظت از خود با طلسم ها بسنده کنند. از طرف دیگر، الیس نیز سرانجام با پدرش روبه رو می شود و اعتراف می کند که مدت ها او را بابت مرگ مادرش مقصر می دانسته است. او حالا متوجه شده که بوید برای نجات خانواده و سایر مردم تلاش کرده و مسئول تصمیم ابی نبوده است. این گفت وگو باعث می شود رابطه پدر و پسر تا حدی ترمیم شود.
در پایان، بوید تصمیم نهایی خود را می گیرد و به همراه سارا راهی جنگل می شود. او سارا را مخفیانه با خود می برد، چون معتقد است ارتباط او با صداهای ناشناخته ممکن است برای پیدا کردن پاسخ ها مفید باشد. همزمان، کنی مسئولیت اداره شهر را بر عهده می گیرد و از همه می خواهد اختلاف میان مردم شهر و کلونی هاوس را کنار بگذارند. دونا نیز اعلام می کند که دیگر دو گروه جداگانه وجود نخواهد داشت و همه باید به عنوان یک جامعه برای نجات خود تلاش کنند. در همین شرایط، پروژه ساخت برج رادیویی جیم آغاز می شود؛ طرحی که می تواند نخستین تلاش جدی ساکنان برای ارسال پیام به دنیای بیرون باشد.
خلاصه داستان سریال فرام فصل 1 قسمت 8
سریال از سوی فصل 1 قسمت 8 بلافاصله پس از حمله مرگبار به کلونی هاوس آغاز می شود. بیشتر ساکنان این ساختمان مجبور شده اند به خانه های شهر منتقل شوند و شرایط عادی زندگی کاملا به هم ریخته است. کنی تلاش می کند برای خانواده هایی که حالا باید در کنار یکدیگر زندگی کنند، نظم تازه ای ایجاد کند و پیشنهاد می دهد همه ساکنان دور هم جمع شوند و درباره قوانین جدید صحبت کنند. با این حال، بوید هنوز تحت تاثیر مرگ ختری است و احساس می کند باید هرچه زودتر کاری برای پیدا کردن راه خروج انجام دهد. او تصمیم گرفته به جنگل برود، اما پیش از آن باید تکلیف چند مسئله مهم را مشخص کند.
بوید سارا را از زیرزمین کلیسا بیرون می آورد و او را با خود به جنگل می برد. او هنوز به سارا اعتماد ندارد و به صراحت می گوید اگر مشخص شود صداهایی که سارا می شنود هیچ کمکی به آنها نمی کنند، خودش او را خواهد کشت. سارا در گذشته باعث مرگ چند نفر شده، اما ختری باور داشت ارتباط او با نیروهای ناشناخته می تواند سرنخی برای نجات ساکنان باشد. بوید نیز حالا می خواهد بفهمد این صداها واقعا چه چیزی می دانند. سارا در مسیر به او می گوید موجودات شب قبل از پیدا شدن طلسم ها، شب ها فریاد می زدند و پس از پیدا شدن طلسم ها، رفتارشان تغییر کرده و شروع به نجوا کردن کرده اند.
در بخش مهمی از قسمت، گذشته بوید و خانواده اش روایت می شود. سال ها پیش، بوید به همراه همسرش ابی و پسرشان الیس وارد این شهر شده بودند. آنها هنوز نمی دانستند گرفتار چه مکانی شده اند و مانند سایر تازه واردان مجبور بودند شب ها در مخفیگاه ها پنهان شوند. بوید که سابقه نظامی داشت، خیلی زود تلاش کرد برای ساکنان سیستم مشخصی ایجاد کند. او منابع را سازماندهی کرد، محل های مخفی شدن را تغییر داد و به دنبال راهی برای افزایش شانس زنده ماندن مردم رفت. در همین دوران، طلسم هایی را پیدا کرد که بعدها امنیت شبانه ساکنان را تغییر دادند.

سریال from فصل 1 قسمت 8
اما ابی نتوانست با شرایط کنار بیاید. او به تدریج باور کرد که این مکان واقعی نیست و تنها راه بازگشت آنها به خانه، بیدار کردن همه است. در حالی که بوید برای پیدا کردن راه نجات به جنگل رفته بود، ابی در شهر دست به کشتار زد و معتقد بود قربانیان در واقع داخل یک کابوس هستند و با مرگ، از آن بیدار می شوند. بوید پس از بازگشت با این صحنه روبه رو شد و زمانی که متوجه شد ابی قصد دارد الیس را نیز بکشد، مجبور شد به همسرش شلیک کند. این اتفاق رابطه بوید و الیس را برای سال ها تحت تاثیر قرار داده و دلیل خشم الیس نسبت به پدرش را روشن می کند.
در زمان حال، جیم و تابیتا نیز تحقیقات خود را دنبال می کنند. جیم متوجه شده آزمایش قبلی آنها برای ارسال سیگنال رادیویی نتیجه داده و هرچند تنها مقداری صدای پارازیت دریافت کرده اند، همین موضوع نشان می دهد امکان برقراری ارتباط از این مکان وجود دارد. او پیشنهاد می کند در ساختمان کلونی هاوس که روی بلندترین نقطه منطقه قرار دارد، یک برج رادیویی بسازند. دونا با وجود مرگ چهارده نفر در حمله شب گذشته با این طرح موافقت می کند، زیرا ساختمان فعلا خالی است و می توان از آن برای ساخت این برج استفاده کرد.
در همین زمان، تابیتا و جولی درباره مرگ توماس صحبت می کنند. جولی از مادرش می پرسد آیا جدایی جیم و تابیتا هنوز قرار است اتفاق بیفتد. تابیتا سرانجام توضیح می دهد که مرگ توماس باعث شده رابطه او و جیم آسیب جدی ببیند. او لحظه ای را تعریف می کند که توماس در حالی که تنها برای چند ثانیه از او و جیم غافل شده بودند، از روی میز تعویض کودک سقوط کرد و جان باخت. تابیتا اعتراف می کند که حتی دیدن جیم گاهی خاطره آن اتفاق و صدای تلفن همان روز را در ذهنش زنده می کند.

سریال فرام فصل 1 قسمت 8
در ادامه این قسمت از سریال from، کنی و بوید درباره آینده شهر اختلاف نظر پیدا می کنند. کنی معتقد است بوید نباید مردم را تنها بگذارد، اما بوید اصرار دارد که آنها دیگر نمی توانند فقط به زنده ماندن شبانه و محافظت از خود با طلسم ها بسنده کنند. از طرف دیگر، الیس نیز سرانجام با پدرش روبه رو می شود و اعتراف می کند که مدت ها او را بابت مرگ مادرش مقصر می دانسته است. او حالا متوجه شده که بوید برای نجات خانواده و سایر مردم تلاش کرده و مسئول تصمیم ابی نبوده است. این گفت وگو باعث می شود رابطه پدر و پسر تا حدی ترمیم شود.
در پایان، بوید تصمیم نهایی خود را می گیرد و به همراه سارا راهی جنگل می شود. او سارا را مخفیانه با خود می برد، چون معتقد است ارتباط او با صداهای ناشناخته ممکن است برای پیدا کردن پاسخ ها مفید باشد. همزمان، کنی مسئولیت اداره شهر را بر عهده می گیرد و از همه می خواهد اختلاف میان مردم شهر و کلونی هاوس را کنار بگذارند. دونا نیز اعلام می کند که دیگر دو گروه جداگانه وجود نخواهد داشت و همه باید به عنوان یک جامعه برای نجات خود تلاش کنند. در همین شرایط، پروژه ساخت برج رادیویی جیم آغاز می شود؛ طرحی که می تواند نخستین تلاش جدی ساکنان برای ارسال پیام به دنیای بیرون باشد.