
سریال فرام فصل 1 قسمت 5
From - S01 - E05
خلاصه داستان سریال فرام فصل 1 قسمت 5
سریال فرام فصل 1 قسمت 5 با پیامدهای اتفاقات قسمت قبل آغاز می شود. سارا پس از دیدن پیام مرموزی که روی بدنش ظاهر شده بود، در غذاخوری دچار حمله می شود و کریستی او را به درمانگاه منتقل می کند. کریستی تصمیم می گیرد سارا را یک شب تحت نظر نگه دارد، زیرا هنوز دلیل این حمله مشخص نیست. سارا از او می خواهد به ناتان، برادرش، چیزی نگوید و وانمود کند که خواب است. وقتی بوید درباره وضعیت سارا با کریستی صحبت می کند، این احتمال را مطرح می کند که شاید این شهر بتواند روی بدن و ذهن افراد تاثیر بگذارد. کریستی نیز با توجه به اتفاقات غیرعادی که در این محل دیده، نمی تواند این احتمال را کاملا رد کند.
در خانه متیوزها، جیم تصمیم می گیرد به جای پذیرش شرایط موجود، اتفاقات را مانند یک مسئله پیچیده بررسی کند. او روی دیوار خانه فهرستی از پرسش هایی را می نویسد که شاید بتوانند به پیدا کردن راه خروج کمک کنند. جیم از ایتن می خواهد هر سوالی که به ذهنش می رسد مطرح کند؛ حتی سوال هایی که در حالت عادی غیر منطقی به نظر می رسند. هدف او این است که اطلاعات پراکنده را کنار هم بگذارد و شاید الگویی در میان اتفاقات عجیب پیدا کند. تابیتا نیز تلاش می کند به این بررسی ها کمک کند و خانواده متیوز بیش از گذشته به دنبال توضیحی منطقی برای شرایط خود می روند.
در همین زمان، جید همچنان با وسواس به دنبال پاسخ است. او با وجود اینکه هنوز نمی تواند توضیحی برای این مکان پیدا کند، دست از تلاش نمی کشد. جید معتقد است تا زمانی که ندانند دقیقا کجا هستند، صحبت کردن درباره راه خروج فایده ای ندارد. او در گفتگویی با تام و دیگر ساکنان، وضعیت خود و سایر افراد را به گربه ای تشبیه می کند که داخل یک جعبه قرار گرفته و از دید کسانی که بیرون هستند، ممکن است همزمان زنده یا مرده تصور شود. جید می خواهد با استفاده از ذهن منطقی و دانش فنی خود راهی برای حل این معما پیدا کند و رادیویی را که در اختیار دارد نیز به عنوان ابزاری برای ارتباط با بیرون جدی می گیرد.

سزیال from فصل 1 قسمت 5
در طرف دیگر، جولی بیشتر با زندگی جدیدش در کلونی هاوس کنار می آید. فاطیما تلاش می کند او را از فضای سنگین و ترسناک شهر دور کند و درباره گذشته خودش با او صحبت می کند. فاطیما توضیح می دهد که در کودکی در ایران زندگی می کرده و پدرش یک روحانی بوده است. او خاطره تلخی از حمله گروهی از افراد به خانه شان تعریف می کند؛ اتفاقی که باعث مرگ پدرش شد. فاطیما از این خاطره نتیجه می گیرد که همیشه در دنیا چیزهایی وجود دارند که می توانند انسان را بترسانند، اما نباید اجازه داد ترس تمام زندگی را از بین ببرد. این گفتگو باعث می شود جولی نگاه متفاوتی به شرایط خود پیدا کند.
در همین حال، بوید با نگرانی دیگری روبه رو است. لرزش دست های او بیشتر شده و خودش متوجه می شود که این نشانه شبیه علائمی است که پدرش داشته است. بوید در کنار مزار همسرش، ابی، درباره وضعیت شهر و مسئولیتی که بر دوش او قرار گرفته صحبت می کند. او می گوید ایده ای دارد که شاید بتواند راهی برای بازگرداندن مردم به خانه پیدا کند، اما اگر اشتباه کند، ممکن است شرایط برای همه بدتر شود. بوید که همیشه سعی کرده به نشانه ها اعتقاد نداشته باشد، این بار از ابی می خواهد علامتی به او بدهد تا بفهمد تصمیمش درست است.
همزمان، ناتان که از رفتار سارا نگران است، سراغ پدر ختری می رود. او می خواهد چیزی را که درباره خواهرش می داند در قالب اعتراف با ختری در میان بگذارد و ابتدا مطمئن می شود که این صحبت محرمانه باقی خواهد ماند. ناتان توضیح می دهد که سارا در گذشته نیز شرایط روحی سختی داشته و حالا رفتارهایش بیشتر از همیشه نگران کننده شده است. ختری متوجه می شود که مسئله بسیار جدی است، اما پیش از اینکه بتواند شرایط را کنترل کند، اتفاق دیگری رخ می دهد.

سریال فرام فصل 1 قسمت 5
در سریال from سارا که تحت تاثیر صداهایی قرار دارد که ادعا می کند با او ارتباط برقرار می کنند، به این باور رسیده که اگر یک کار مشخص را انجام دهد، همه ساکنان شهر می توانند به خانه برگردند. او تابیتا و ایتن را به سمت انبار می برد و با بهانه نشان دادن محل مخفی شدن مردم در گذشته، تابیتا را داخل اتاقی حبس می کند. سپس سراغ ایتن می رود و به او می گوید کاری که قرار است انجام شود، همه را نجات خواهد داد و او قهرمان خواهد بود. سارا معتقد است ایتن همان «پسر» مورد نظر صداهاست و با قربانی کردن او می توان راه بازگشت را پیدا کرد.
ناتان به موقع به انبار می رسد و تلاش می کند سارا را متوقف کند. ایتن موفق می شود خودش را از دست سارا رها کند، اما در جریان درگیری، چاقویی که سارا در اختیار دارد به گردن ناتان برخورد می کند و او به شدت مجروح می شود. تلاش برای نجات ناتان بی نتیجه می ماند و او جان خود را از دست می دهد. سارا که تازه متوجه نتیجه کار خود شده، به شدت آشفته می شود و از محل فرار می کند.
پس از پیدا شدن ایتن و آزاد شدن تابیتا، خانواده متیوز با شوک تازه ای روبه رو می شوند. جیم از واکنش ساکنان شهر خشمگین است و نمی تواند بپذیرد که آنها درباره رفتار سارا با ایتن با چنین آرامشی صحبت می کنند. کریستی نیز خودش را بابت اعتماد به سارا سرزنش می کند، اما بوید به او یادآوری می کند که مسئول تصمیم سارا نیست. در پایان، زمانی که بوید کنار کریستی در غذاخوری نشسته، دستگاه پخش موسیقی به طور ناگهانی روشن می شود و آهنگ «If I Had a Boat» پخش می شود. بوید این اتفاق را همان نشانه ای می داند که منتظرش بوده است؛ نشانه ای که می تواند او را به سمت اجرای نقشه خطرناکش هدایت کند.
خلاصه داستان سریال فرام فصل 1 قسمت 5
سریال فرام فصل 1 قسمت 5 با پیامدهای اتفاقات قسمت قبل آغاز می شود. سارا پس از دیدن پیام مرموزی که روی بدنش ظاهر شده بود، در غذاخوری دچار حمله می شود و کریستی او را به درمانگاه منتقل می کند. کریستی تصمیم می گیرد سارا را یک شب تحت نظر نگه دارد، زیرا هنوز دلیل این حمله مشخص نیست. سارا از او می خواهد به ناتان، برادرش، چیزی نگوید و وانمود کند که خواب است. وقتی بوید درباره وضعیت سارا با کریستی صحبت می کند، این احتمال را مطرح می کند که شاید این شهر بتواند روی بدن و ذهن افراد تاثیر بگذارد. کریستی نیز با توجه به اتفاقات غیرعادی که در این محل دیده، نمی تواند این احتمال را کاملا رد کند.
در خانه متیوزها، جیم تصمیم می گیرد به جای پذیرش شرایط موجود، اتفاقات را مانند یک مسئله پیچیده بررسی کند. او روی دیوار خانه فهرستی از پرسش هایی را می نویسد که شاید بتوانند به پیدا کردن راه خروج کمک کنند. جیم از ایتن می خواهد هر سوالی که به ذهنش می رسد مطرح کند؛ حتی سوال هایی که در حالت عادی غیر منطقی به نظر می رسند. هدف او این است که اطلاعات پراکنده را کنار هم بگذارد و شاید الگویی در میان اتفاقات عجیب پیدا کند. تابیتا نیز تلاش می کند به این بررسی ها کمک کند و خانواده متیوز بیش از گذشته به دنبال توضیحی منطقی برای شرایط خود می روند.
در همین زمان، جید همچنان با وسواس به دنبال پاسخ است. او با وجود اینکه هنوز نمی تواند توضیحی برای این مکان پیدا کند، دست از تلاش نمی کشد. جید معتقد است تا زمانی که ندانند دقیقا کجا هستند، صحبت کردن درباره راه خروج فایده ای ندارد. او در گفتگویی با تام و دیگر ساکنان، وضعیت خود و سایر افراد را به گربه ای تشبیه می کند که داخل یک جعبه قرار گرفته و از دید کسانی که بیرون هستند، ممکن است همزمان زنده یا مرده تصور شود. جید می خواهد با استفاده از ذهن منطقی و دانش فنی خود راهی برای حل این معما پیدا کند و رادیویی را که در اختیار دارد نیز به عنوان ابزاری برای ارتباط با بیرون جدی می گیرد.

سزیال from فصل 1 قسمت 5
در طرف دیگر، جولی بیشتر با زندگی جدیدش در کلونی هاوس کنار می آید. فاطیما تلاش می کند او را از فضای سنگین و ترسناک شهر دور کند و درباره گذشته خودش با او صحبت می کند. فاطیما توضیح می دهد که در کودکی در ایران زندگی می کرده و پدرش یک روحانی بوده است. او خاطره تلخی از حمله گروهی از افراد به خانه شان تعریف می کند؛ اتفاقی که باعث مرگ پدرش شد. فاطیما از این خاطره نتیجه می گیرد که همیشه در دنیا چیزهایی وجود دارند که می توانند انسان را بترسانند، اما نباید اجازه داد ترس تمام زندگی را از بین ببرد. این گفتگو باعث می شود جولی نگاه متفاوتی به شرایط خود پیدا کند.
در همین حال، بوید با نگرانی دیگری روبه رو است. لرزش دست های او بیشتر شده و خودش متوجه می شود که این نشانه شبیه علائمی است که پدرش داشته است. بوید در کنار مزار همسرش، ابی، درباره وضعیت شهر و مسئولیتی که بر دوش او قرار گرفته صحبت می کند. او می گوید ایده ای دارد که شاید بتواند راهی برای بازگرداندن مردم به خانه پیدا کند، اما اگر اشتباه کند، ممکن است شرایط برای همه بدتر شود. بوید که همیشه سعی کرده به نشانه ها اعتقاد نداشته باشد، این بار از ابی می خواهد علامتی به او بدهد تا بفهمد تصمیمش درست است.
همزمان، ناتان که از رفتار سارا نگران است، سراغ پدر ختری می رود. او می خواهد چیزی را که درباره خواهرش می داند در قالب اعتراف با ختری در میان بگذارد و ابتدا مطمئن می شود که این صحبت محرمانه باقی خواهد ماند. ناتان توضیح می دهد که سارا در گذشته نیز شرایط روحی سختی داشته و حالا رفتارهایش بیشتر از همیشه نگران کننده شده است. ختری متوجه می شود که مسئله بسیار جدی است، اما پیش از اینکه بتواند شرایط را کنترل کند، اتفاق دیگری رخ می دهد.

سریال فرام فصل 1 قسمت 5
در سریال from سارا که تحت تاثیر صداهایی قرار دارد که ادعا می کند با او ارتباط برقرار می کنند، به این باور رسیده که اگر یک کار مشخص را انجام دهد، همه ساکنان شهر می توانند به خانه برگردند. او تابیتا و ایتن را به سمت انبار می برد و با بهانه نشان دادن محل مخفی شدن مردم در گذشته، تابیتا را داخل اتاقی حبس می کند. سپس سراغ ایتن می رود و به او می گوید کاری که قرار است انجام شود، همه را نجات خواهد داد و او قهرمان خواهد بود. سارا معتقد است ایتن همان «پسر» مورد نظر صداهاست و با قربانی کردن او می توان راه بازگشت را پیدا کرد.
ناتان به موقع به انبار می رسد و تلاش می کند سارا را متوقف کند. ایتن موفق می شود خودش را از دست سارا رها کند، اما در جریان درگیری، چاقویی که سارا در اختیار دارد به گردن ناتان برخورد می کند و او به شدت مجروح می شود. تلاش برای نجات ناتان بی نتیجه می ماند و او جان خود را از دست می دهد. سارا که تازه متوجه نتیجه کار خود شده، به شدت آشفته می شود و از محل فرار می کند.
پس از پیدا شدن ایتن و آزاد شدن تابیتا، خانواده متیوز با شوک تازه ای روبه رو می شوند. جیم از واکنش ساکنان شهر خشمگین است و نمی تواند بپذیرد که آنها درباره رفتار سارا با ایتن با چنین آرامشی صحبت می کنند. کریستی نیز خودش را بابت اعتماد به سارا سرزنش می کند، اما بوید به او یادآوری می کند که مسئول تصمیم سارا نیست. در پایان، زمانی که بوید کنار کریستی در غذاخوری نشسته، دستگاه پخش موسیقی به طور ناگهانی روشن می شود و آهنگ «If I Had a Boat» پخش می شود. بوید این اتفاق را همان نشانه ای می داند که منتظرش بوده است؛ نشانه ای که می تواند او را به سمت اجرای نقشه خطرناکش هدایت کند.