باکس دانلود
خلاصه داستان

خلاصه داستان سریال فرام فصل 1 قسمت 4

در سریال فرام فصل 1 قسمت 4 با تمرکز بیشتر بر گذشته ویکتور و رازهای عجیب اطراف شهر آغاز می شود. جولی که زندگی در کلونی هاوس را انتخاب کرده، کم کم با شرایط جدید کنار می آید. در همین زمان، ویکتور با او درباره نقاشی هایی صحبت می کند که از اتفاقات مختلف کشیده است. او معتقد است بعضی چیزهایی که در نقاشی هایش دیده، در واقع خاطراتی از اتفاقات گذشته هستند. این موضوع نشان می دهد گذشته ویکتور ارتباط مهمی با اسرار این مکان دارد.

در سوی دیگر، جیم و تابیتا تلاش می کنند زندگی خود را در خانه جدیدشان سر و سامان دهند، اما اتفاقات گذشته هنوز بر رابطه آنها سایه انداخته است. تابیتا همچنان از مرگ پسرشان، توماس، رنج می برد و احساس می کند شاید گرفتار شدن آنها در این شهر نوعی مجازات باشد. جولی نیز متوجه می شود که سفر خانوادگی آنها در واقع تلاشی برای نجات رابطه جیم و تابیتا بوده است. گفت وگوی جولی با مادرش نشان می دهد که اختلافات خانوادگی آنها بسیار عمیق تر از چیزی است که در ابتدا به نظر می رسید.

در همین حال، جید همچنان حاضر نیست شرایط موجود را بدون پیدا کردن توضیح منطقی بپذیرد. او به دنبال سرنخی برای درک اتفاقاتی است که در شهر رخ می دهد و درباره نحوه گرفتار شدن افراد پرسش هایی دارد. کنی برای کمک به او، نقشه ای را نشان می دهد که محل ورود تعدادی از ساکنان را مشخص می کند. نکته عجیب این است که افراد از نقاط بسیار متفاوتی وارد شده اند، اما در نهایت همگی به همین شهر رسیده اند. این مسئله جید را بیشتر متقاعد می کند که با پدیده ای غیرعادی روبه رو هستند.

سریال از سوی فصل 1 قسمت 4

سریال from فصل 1 قسمت 4

در همین زمان، ایتن با ویکتور ارتباط بیشتری برقرار می کند. ایتن درباره پسری با لباس سفید که قبلا دیده است صحبت می کند و ویکتور با شنیدن این توضیحات متوجه می شود که او همان پسری است که خودش نیز در گذشته دیده است. ویکتور سپس ایتن را با خود به جنگل می برد تا درباره این شخصیت مرموز و چیزهایی که در اطراف شهر وجود دارد، اطلاعات بیشتری به او نشان دهد.

ویکتور در جنگل، ایتن را با پدیده ای عجیب آشنا می کند. آنها به درختی می رسند که ویکتور آن را «درخت دوردست» می نامد. او برای نشان دادن ویژگی عجیب این درخت، سنگی را داخل سوراخ تنه آن می اندازد. سنگ در نقطه ای دیگر ظاهر می شود. ویکتور توضیح می دهد که این درخت می تواند اشیا و حتی انسان ها را به مکان دیگری منتقل کند، اما هیچ کس نمی داند مقصد آن از قبل کجاست. این کشف یکی از مهم ترین سرنخ های قسمت درباره قوانین ناشناخته این محیط است.

در ادامه این از سریال فرام، صدای سگ ها و خاطرات گذشته باعث نگرانی ویکتور می شود. او تصویری از دوران کودکی خود به یاد می آورد؛ زمانی که پس از خروج از پناهگاه با اجساد ساکنان شهر روبه رو شده بود. همزمان، جیم و تابیتا که متوجه غیبت ایتن شده اند، برای پیدا کردن او وارد جنگل می شوند. آنها سرانجام ویکتور و ایتن را پیدا می کنند، اما جیم از اینکه ویکتور بدون اطلاع آنها ایتن را با خود برده عصبانی می شود و میان آنها درگیری ایجاد می شود.

سریال from فصل 1 قسمت 4

سریال فرام فصل 1 قسمت 4

در بخش پایانی، وضعیت سارا بار دیگر نگران کننده می شود. او همچنان صداهایی را می شنود که دیگران قادر به شنیدن آنها نیستند. این بار پیامی روی بازوی او ظاهر می شود که از او می خواهد «پسر را بکشد». سارا با دیدن این پیام به شدت وحشت می کند و مشخص می شود که ایتن هدف این دستور مرموز است. او در نهایت دچار حمله می شود و اطرافیان برای کمک به او وارد عمل می شوند.

قسمت چهارم با باقی ماندن چند پرسش مهم به پایان می رسد. گذشته ویکتور، پسر با لباس سفید، درخت دوردست و پیام های مرموزی که سارا دریافت می کند، همگی نشان می دهند که اتفاقات شهر از قوانین ناشناخته ای پیروی می کنند. این قسمت بدون ارائه پاسخ قطعی، سرنخ های تازه ای در اختیار مخاطب قرار می دهد و مسیر اتفاقات بعدی را شکل می دهد.

عوامل و بازیگران

دیدگاه‌ها