خلاصه داستان

خلاصه داستان سریال فرام فصل 1 قسمت 1

 سریال از سوی فصل 1 قسمت 1 با عنوان «سفر طولانی روز به سوی شب» از همان دقایق ابتدایی، قواعد ترسناک دنیای سریال را به مخاطب نشان می دهد. در حالی که هوا رو به تاریکی می رود، کلانتر بوید استیونز در خیابان های شهر حرکت می کند و با به صدا درآوردن زنگ، به ساکنان هشدار می دهد که پیش از فرا رسیدن شب به خانه های خود برگردند. رفتار مردم نشان می دهد که این هشدار یک عادت معمولی نیست؛ آنها از تاریکی شب می ترسند و می دانند ماندن در فضای بیرون می تواند عواقب مرگباری داشته باشد.

در همین زمان، حادثه ای تلخ فضای شهر را تحت تاثیر قرار می دهد. لورِن و دخترش میگان در خانه هستند، اما فرانک، پدر خانواده، در خانه حضور ندارد. میگان که از پنجره به بیرون نگاه می کند، با موجودی روبه رو می شود که ظاهر یک انسان را دارد و تلاش می کند او را برای باز کردن پنجره متقاعد کند. با وجود هشدارهایی که درباره نزدیک شدن شب وجود دارد، پنجره باز می شود و این تصمیم به مرگ میگان و مادرش منجر می شود. این اتفاق خیلی زود به مخاطب نشان می دهد که موجودات شبانه فقط یک شایعه یا ترس بی دلیل میان ساکنان نیستند.

در ادامه، داستان سریال فرام، به خانواده متیوز می رسد. جیم، تابیتا، جولی و ایتن در حال سفر با یک خودروی تفریحی هستند. آنها هنگام عبور از مسیر با درختی افتاده در جاده مواجه می شوند و مجبور می شوند مسیر خود را تغییر دهند. پس از ورود به جاده ای دیگر، به شهری کوچک می رسند که در نگاه اول کاملا عادی به نظر می رسد. آنها برای پرسیدن مسیر توقف می کنند، اما زمانی که دوباره به حرکت ادامه می دهند، اتفاقی عجیب رخ می دهد: هر مسیری که انتخاب می کنند، در نهایت آنها را دوباره به همان شهر بازمی گرداند.

سریال از سوی فصل 1 قسمت 1

سریال from فصل 1 قسمت 1

جیم و تابیتا ابتدا نمی توانند این وضعیت را باور کنند. آنها تصور می کنند شاید مسیر را اشتباه رفته اند، اما تکرار این اتفاق نشان می دهد مشکل بسیار جدی تر از یک اشتباه رانندگی است. در طرف دیگر، بوید و کنی لیو متوجه می شوند که خانواده جدید هنوز نمی دانند در چه شرایطی گرفتار شده اند. آنها تلاش می کنند مسیر خودرو را کنترل کنند، اما پیش از آنکه بتوانند خانواده را متوقف کنند، خودروی متیوزها با وسیله نقلیه دیگری تصادف می کند. این خودرو متعلق به توبی است و جید هررا نیز همراه اوست.

تصادف وضعیت را بحرانی می کند، زیرا زمان زیادی تا تاریک شدن هوا باقی نمانده است. بوید و تعدادی از ساکنان برای نجات افراد گرفتار در محل حادثه حاضر می شوند. ایتن در داخل خودرو آسیب جدی دیده و میله ای وارد پای او شده است؛ بنابراین خارج کردن او بدون کمک پزشکی ممکن نیست. کریستی میلر که پزشک شهر است، برای رسیدگی به وضعیت ایتن وارد خودروی تفریحی می شود. در همین حال، تابیتا و جولی تلاش می کنند پیش از تاریکی به محل امن برسند.

با نزدیک شدن غروب، اهمیت زمان برای همه بیشتر می شود. ساکنان شهر می دانند که پس از تاریکی، موجوداتی از جنگل بیرون می آیند و به دنبال راهی برای ورود به خانه ها می گردند. مردم برای زنده ماندن باید درها و پنجره ها را بسته نگه دارند و پیش از شب به مکان امن برسند. همین قانون باعث می شود عملیات نجات ایتن به مسابقه ای با زمان تبدیل شود؛ زیرا بوید و دیگران باید میان کمک به افراد گرفتار و بازگشت خودشان به محل امن تعادل برقرار کنند.

سریال from فصل 1 قسمت 1

سریال فرام فصل 1 قسمت 1

در پایان این قسمت از سریال فرام، خانواده متیوز هنوز فرصت درک کامل اتفاقی را که برایشان افتاده پیدا نکرده اند. جیم، ایتن و کریستی در خودروی آسیب دیده گرفتار هستند و بیرون از آنها تاریکی فرا رسیده است. موجودات ناشناس از جنگل بیرون می آیند و اطراف خودرو ظاهر می شوند. آنها برخلاف هیولاهای معمولی، ظاهری شبیه انسان دارند و با رفتار آرام و لبخندهای غیرطبیعی تلاش می کنند قربانیان را فریب دهند. همین تضاد میان ظاهر انسانی و رفتار مرگبار آنها، یکی از ترسناک ترین عناصر پایان قسمت است.

قسمت اول در حالی به پایان می رسد که خانواده متیوز هنوز نمی دانند چگونه وارد این شهر شده اند و مهم تر از آن، چگونه می توانند از آن خارج شوند. همزمان، مخاطب با چند شخصیت کلیدی و قواعد اولیه زندگی در این مکان آشنا می شود؛ اما پاسخ مشخصی درباره ماهیت شهر یا دلیل گرفتار شدن افراد ارائه نمی شود. قسمت نخست در واقع با قرار دادن خانواده متیوز در مرکز این بحران، آنها را وارد جهانی می کند که در آن حتی یک شب ماندن بیرون از محل امن می تواند به قیمت جان انسان تمام شود.

عوامل و بازیگران

دیدگاه‌ها