خلاصه داستان

سوجان - قسمت 40 : طلا و قربان با هم به رستوران رفته بودند و قربان در رستوران از آرزوهایش گفت و همین امر طلا را عصبانی کرد ........

---

سریال سوجان با هدف روایت گسترده تاریخ اجتماعی ایران و ثبت زندگی سه نسل از زنان گیلانی، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های تلویزیونی سال‌های اخیر از شبکه یک سیما پخش شده است. این مجموعه به کارگردانی حسین تبریزی و نویسندگی فریدون حسن‌پور، داستان خود را از دهه 1310 آغاز کرده و با تمرکز بر نقش زنان، تحولات تاریخی را در بستر یک خانواده به تصویر می‌کشد.

سوجان - قسمت 40

سوجان، شخصیت محوری داستان با بازی غزاله اکرمی، نماینده زنی است که زندگی‌اش در طول چند دهه دستخوش تغییرات عمیق اجتماعی و تاریخی می‌شود. روایت زندگی او به بستری برای نمایش پیوند میان زندگی فردی و تحولات کلان جامعه تبدیل شده است. فصل اول سریال با 65 قسمت، سال‌های 1310 تا 1357 را پوشش می‌دهد و بر جایگاه زن در ساختار خانواده و اجتماع تأکید دارد.

حضور بازیگران شناخته‌شده و توانمند، به همراه فضاسازی بومی و نمایش فرهنگ، زبان و آداب مردم گیلان، به سریال هویتی اصیل و متمایز بخشیده است. این مجموعه تلاش دارد فراتر از یک داستان عاشقانه یا خانوادگی، به تحلیلی اجتماعی از تحولات ایران بپردازد.

با وجود برنامه‌ریزی برای تولید چند فصل و صدها قسمت، محدودیت‌های مالی باعث توقف پروژه پس از فصل اول شده است. این مسئله، آینده سریال را با ابهام روبه‌رو کرده است. در صورت ادامه، «سوجان» می‌تواند به اثری ماندگار تبدیل شود که هم ارزش سرگرمی دارد و هم به‌عنوان یک سند فرهنگی و تاریخی، تصویری متفاوت از تاریخ معاصر ایران ارائه می‌دهد.

دیدگاه‌ها