خلاصه داستان

خلاصه داستان سریال لحظه گرگ و میش قسمت 26

در سریال لحظه گرگ و میش قسمت 26 بازگشت حامد، آن‌طور که شاید در رویاهایش بود، رقم نخورد. او پیش از هر چیز به سراغ مزار شهدا می‌رود؛ گویی می‌خواهد با رفقای جامانده‌اش تجدید دیدار کند. سپس، با دلی بی‌قرار به محله قدیمی خانواده وحدت بازمی‌گردد. دستش به سمت تلفن همگانی می‌رود و شماره‌ای را می‌گیرد که سال‌ها در ذهنش تکرار کرده بود. یاسمن گوشی را برمی‌دارد، اما حامد در هجوم بغض و ناباوری، توان سخن گفتن ندارد. شنیدن صدای یاسمن برای او هم‌زمان هم تسکین است و هم شکنجه؛ پس بدون کلامی، تماس را قطع می‌کند.

وقتی حامد بالاخره قدم به خانه خودشان می‌گذارد، با دنیایی متفاوت روبه‌رو می‌شود. زمان در غیاب او متوقف نشده بود؛ طاهره حالا مادر شده و دخترش به دنیا آمده است. جشنی کوچک برای زندگی جدید، در خانه‌ای که حامد سال‌ها از آن دور بود.

در طرف دیگر ماجرا، وضعیت جسمی یاسمن نگران‌کننده به نظر می‌رسد. او که مدتی است با سرگیجه و ضعف دست‌وپنجه نرم می‌کند، آزمایش‌هایش را به سروش نشان می‌دهد. اما سروش، با همان خونسردی و پنهان‌کاری همیشگی‌اش، موضوع را جدی نمی‌گیرد و آن را تنها به فشارهای عصبی و استرس نسبت می‌دهد. غافل از اینکه یاسمن هنوز نمی‌داند زیر پوست زندگی مشترکشان چه می‌گذرد؛ سروش غرق در زدوبندهای مالی و گرفتن مبالغ غیرقانونی از بیماران است و این راز تیره را از همسرش پنهان کرده است.

تغییرات به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ هادی نیز فصل جدیدی از زندگی‌اش را آغاز کرده و با همکارش، خانم حریرچی، ازدواج کرده است. حلقه‌های آشنای زندگی حامد، یکی‌یکی تغییر شکل داده‌اند.

اما سخت‌ترین لحظه برای حامد زمانی فرامی‌رسد که با حقیقتی تلخ روبه‌رو می‌شود؛ او می‌فهمد که یاسمن، همان دختری که روزی تمام دنیایش بود، حالا همسر مرد دیگری است. این آگاهی، سنگین‌تر از تمام سال‌های اسارت، بر قلب او آوار می‌شود.

سریال لحظه گرگ و میش قسمت 26

دیدگاه‌ها