
سریال لحظه گرگ و میش قسمت 16
خلاصه داستان سریال لحظه گرگ و میش قسمت 16
در سریال لحظه گرگ و میش قسمت 16 تمامی خانواده وحدت در شوک از دست دادن دست هادی هستند و نمی دانند که چطور باید این قضیه را مدیریت کنند. هادی که از بیمارستان مرخص می شود و به خانه می آید یاسمن سعی می کند به هادی توجه زیادی بکند تا او را در این اتفاقی که براش افتاده همراهی کند و او را در این روز های سخت کمک کند ولی هادی از ترحمی که بهش می کنند اصلا خوشش نمی آید و از اون هادی که در قسمت های قبلی می شناختیم کاملا متفاوت شده است و رفتار های غیر معقولی انجام می دهد و با اینکه به زبان نمی آورد ولی بهانه نیامدن سیمین به ملاقاتش را می گیرد.
یاسمن که متوجه شده بود هادی پی گیر سیمین است پیش سیمین می رود و از او می خواهد که به ملاقات هادی بی آید ولی سیمین به او می گوید که دوست ندارد با حس ترحم به ملاقات هادی بیاد و یاسمن از صحبت های سیمین متوجه می شود که او علاقه ای به دیدار هادی ندارد و او را مورد سرزنش قرار می دهد و محل کار سیمین را با ناراحتی ترک می کند.
یوسف که بعد از رفتن به منطقه به کلی عوض شده به خانه بر می گردد تا به خانوادش سر بزند و بعد از دیداری که با هادی می کند راجب اتفاقتی که در منطقه افتاده صحبت می کند و هادی حال یک سری از هم رزم های خودش را می پرسد و یوسف برای او حال هرکدام را شرح می دهد که توضیحات یوسف حال هادی را دگرگون می کند و در آخر وسیله های هادی که در جبهه مانده بود را بهش میده و می گوید که قرار است خیلی زود دوباره به منطقه برگردد.

خلاصه داستان سریال لحظه گرگ و میش قسمت 16
در سریال لحظه گرگ و میش قسمت 16 تمامی خانواده وحدت در شوک از دست دادن دست هادی هستند و نمی دانند که چطور باید این قضیه را مدیریت کنند. هادی که از بیمارستان مرخص می شود و به خانه می آید یاسمن سعی می کند به هادی توجه زیادی بکند تا او را در این اتفاقی که براش افتاده همراهی کند و او را در این روز های سخت کمک کند ولی هادی از ترحمی که بهش می کنند اصلا خوشش نمی آید و از اون هادی که در قسمت های قبلی می شناختیم کاملا متفاوت شده است و رفتار های غیر معقولی انجام می دهد و با اینکه به زبان نمی آورد ولی بهانه نیامدن سیمین به ملاقاتش را می گیرد.
یاسمن که متوجه شده بود هادی پی گیر سیمین است پیش سیمین می رود و از او می خواهد که به ملاقات هادی بی آید ولی سیمین به او می گوید که دوست ندارد با حس ترحم به ملاقات هادی بیاد و یاسمن از صحبت های سیمین متوجه می شود که او علاقه ای به دیدار هادی ندارد و او را مورد سرزنش قرار می دهد و محل کار سیمین را با ناراحتی ترک می کند.
یوسف که بعد از رفتن به منطقه به کلی عوض شده به خانه بر می گردد تا به خانوادش سر بزند و بعد از دیداری که با هادی می کند راجب اتفاقتی که در منطقه افتاده صحبت می کند و هادی حال یک سری از هم رزم های خودش را می پرسد و یوسف برای او حال هرکدام را شرح می دهد که توضیحات یوسف حال هادی را دگرگون می کند و در آخر وسیله های هادی که در جبهه مانده بود را بهش میده و می گوید که قرار است خیلی زود دوباره به منطقه برگردد.























