
سریال لحظه گرگ و میش قسمت 18
خلاصه داستان لحظه گرگ و میش قسمت 18
در سریال لحظه گرگ و میش قسمت 18 سروش و ندا که کسی را ندارن و مریضی ندا هم بدتر شده یاسمن تصمیم می گیرد برای اینکه قوت قلبی برای آن ها باشد به بیمارستان برود و با ندا و فرزندش که به تازگی به دنیا آمده ملاقات کند در این ملاقات یاسمن با ندا دوست می شود و راجب گذشته و لالایی که برای فرزندش می خواند صحبت کردنند.
طاهره که در مدرسه بود و داشت سر کلاس به دانش آموز هایش درس تدریس می کرد از پنجره کلاس دوتا از ماموران ستاد شهدا را دید که به مدرسه آمدند و به دفتر مدیریت مدرسه رفتند و لحظاتی بعد مدیر مدرسه طاهره را به دفتر مدرسه صدا زد و بعد از اینکه طاهره به آنجا رفت بدترین خبری که می شد را به آن دادند و این خبر این بود که برادرش حامد شهید شده. طاهره بعد از شنیدن این خبر به خانه رفت ولی نمی دانست که چطور این خبر را به مادرش بدهد برای همین رفت پیش توران و اول این خبر را به آنها داد و یاسمن هم که اونجا بود از این خبر مطلع شد و دنیا روی سرش خراب شد.
یاسمن که عزادار ترین فرد برای حامد بود نمی توانست ناراحتیش را بروز دهد برای همین حال بسیار بدی داشت و فقط حنانه بود که او را درک می کرد. یاسمن که در حال بسیار بدی بود به یک باره یادش می افتد که پلاک حامد دستش هست و با اون پلاک به ستاد شهدا رفت تا آنها را در جریان بزاره و وقتی که به آنجا رفت آنها گفتند که پی گیری می کنند اگر خبری بشه بهش اطلاع میدن و یاسمن خودش را آنجا نامزد حامد معرفی کرده بود و وقتی که به خانه وحدت زنگ زدند تا خبر پی گیری که کردند را بدهند به توران گفتن که شهادت حامد تایید شده و دیگر نیازی نیست که نامزدش پی گیری کند که این خبر باعث شد توران بفهمد که یاسمن نامزد حامد بوده.

خلاصه داستان لحظه گرگ و میش قسمت 18
در سریال لحظه گرگ و میش قسمت 18 سروش و ندا که کسی را ندارن و مریضی ندا هم بدتر شده یاسمن تصمیم می گیرد برای اینکه قوت قلبی برای آن ها باشد به بیمارستان برود و با ندا و فرزندش که به تازگی به دنیا آمده ملاقات کند در این ملاقات یاسمن با ندا دوست می شود و راجب گذشته و لالایی که برای فرزندش می خواند صحبت کردنند.
طاهره که در مدرسه بود و داشت سر کلاس به دانش آموز هایش درس تدریس می کرد از پنجره کلاس دوتا از ماموران ستاد شهدا را دید که به مدرسه آمدند و به دفتر مدیریت مدرسه رفتند و لحظاتی بعد مدیر مدرسه طاهره را به دفتر مدرسه صدا زد و بعد از اینکه طاهره به آنجا رفت بدترین خبری که می شد را به آن دادند و این خبر این بود که برادرش حامد شهید شده. طاهره بعد از شنیدن این خبر به خانه رفت ولی نمی دانست که چطور این خبر را به مادرش بدهد برای همین رفت پیش توران و اول این خبر را به آنها داد و یاسمن هم که اونجا بود از این خبر مطلع شد و دنیا روی سرش خراب شد.
یاسمن که عزادار ترین فرد برای حامد بود نمی توانست ناراحتیش را بروز دهد برای همین حال بسیار بدی داشت و فقط حنانه بود که او را درک می کرد. یاسمن که در حال بسیار بدی بود به یک باره یادش می افتد که پلاک حامد دستش هست و با اون پلاک به ستاد شهدا رفت تا آنها را در جریان بزاره و وقتی که به آنجا رفت آنها گفتند که پی گیری می کنند اگر خبری بشه بهش اطلاع میدن و یاسمن خودش را آنجا نامزد حامد معرفی کرده بود و وقتی که به خانه وحدت زنگ زدند تا خبر پی گیری که کردند را بدهند به توران گفتن که شهادت حامد تایید شده و دیگر نیازی نیست که نامزدش پی گیری کند که این خبر باعث شد توران بفهمد که یاسمن نامزد حامد بوده.























