
سریال لحظه گرگ و میش قسمت 14
خلاصه داستان سریال لحظه گرگ و میش قسمت 14
در سریال لحظه گرگ و میش قسمت 14 پسر عموی حنانه به دانشگاه میاد و با اینکه حنانه سرکلاس بود با داد و بیداد به سرکلاس میاد و می خواد اونو با کتک از سرکلاس به بیرون ببره که دیگر هم کلاسی های حنانه مانع می شوند و در آخر با خبر کردن حراست دانشگاه اون مردو از کلاس بیرون میبرن و با حنانه به کمیته انظباطی دانشگاه می روند تا جریان پیش آمده را توضیح بدن و قرار شد حنانه شناسنامه خودش را برای اینکه اثبات کند این مرد همسرش نیست به دانشگاه ببره.
از آنجایی که حنانه شخصیت بد جنس پسر عمویش را می شناسد تصمیم می گیرد چند روز به دانشگاه نرود تا بلکه پسر عمویش بیخیال شود ولی یکی از هم کلاسی های یاسمن و حنانه همه چیز را خراب می کند و در حالی که یاسمن از دانشگاه داره به خانه برمی گردد و پسر عموی حنانه هم جلو در دانشگاه وایستاده، هم کلاسیشان سروش مطلق می رود و به پسر عموی حنانه می گوید که یاسمن دوست حنانست به همین خاطر پسر عموی حنانه به دبال یاسمن می افتد تا حنانه را پیدا کند ولی یاسمن متوجه این موضوع میشه و می خواهد هرطوری شده اونو گم کنه که فکر می کند این کار را انجام داده.
فردای روز بعد که حنانه و یاسمن دارند از خانه بیرون می زنند هنگامی که در را باز می کنند با پسر عموی حنانه رو به رو می شوند و او وارد خانه می شود و حنانه و یاسمن را کتک می زند، یوسف که از پادگان مرخصی گرفته بود متوجه سر و صدا میشه و میخواد بره اون مرد را از خانه بیرون کنه. در آخر آقاجون زنگ به پلیس می زند و با تعهدی که پلیس از پسر عموی حنانه میگیره قرار میشه که جلوی خانه وحدت دیگه پیداش نشه و حنانه که دیگر روی ماندن خانه یاسمن را ندارد وسایل هایش را جمع می کند و از آنجا می رود.

خلاصه داستان سریال لحظه گرگ و میش قسمت 14
در سریال لحظه گرگ و میش قسمت 14 پسر عموی حنانه به دانشگاه میاد و با اینکه حنانه سرکلاس بود با داد و بیداد به سرکلاس میاد و می خواد اونو با کتک از سرکلاس به بیرون ببره که دیگر هم کلاسی های حنانه مانع می شوند و در آخر با خبر کردن حراست دانشگاه اون مردو از کلاس بیرون میبرن و با حنانه به کمیته انظباطی دانشگاه می روند تا جریان پیش آمده را توضیح بدن و قرار شد حنانه شناسنامه خودش را برای اینکه اثبات کند این مرد همسرش نیست به دانشگاه ببره.
از آنجایی که حنانه شخصیت بد جنس پسر عمویش را می شناسد تصمیم می گیرد چند روز به دانشگاه نرود تا بلکه پسر عمویش بیخیال شود ولی یکی از هم کلاسی های یاسمن و حنانه همه چیز را خراب می کند و در حالی که یاسمن از دانشگاه داره به خانه برمی گردد و پسر عموی حنانه هم جلو در دانشگاه وایستاده، هم کلاسیشان سروش مطلق می رود و به پسر عموی حنانه می گوید که یاسمن دوست حنانست به همین خاطر پسر عموی حنانه به دبال یاسمن می افتد تا حنانه را پیدا کند ولی یاسمن متوجه این موضوع میشه و می خواهد هرطوری شده اونو گم کنه که فکر می کند این کار را انجام داده.
فردای روز بعد که حنانه و یاسمن دارند از خانه بیرون می زنند هنگامی که در را باز می کنند با پسر عموی حنانه رو به رو می شوند و او وارد خانه می شود و حنانه و یاسمن را کتک می زند، یوسف که از پادگان مرخصی گرفته بود متوجه سر و صدا میشه و میخواد بره اون مرد را از خانه بیرون کنه. در آخر آقاجون زنگ به پلیس می زند و با تعهدی که پلیس از پسر عموی حنانه میگیره قرار میشه که جلوی خانه وحدت دیگه پیداش نشه و حنانه که دیگر روی ماندن خانه یاسمن را ندارد وسایل هایش را جمع می کند و از آنجا می رود.























