خلاصه داستان

خلاصه داستان سریال لحظه گرگ و میش قسمت 9

در سریال لحظه گرگ و میش قسمت 9 یوسف که به جرم همکاری با گروه های ضد انتقلاب در زندان بود با زنگی که مادرش به افراد رده بالا زد و با استفاده از اعتبار خانواده وحدت آزاد شد در ادامه یاسمن پس از شنیدن این خبر بلافاصله به مغازه پدربزرگش رفت تا این خبر بهش بده و بعد از دادن این خبر پدربزرگش از خوشحالی همه را شام دعوت کرد. در فردای روز بعد توران به سرکار نرفت تا تکلیف یوسف را مشخص کند که در آخر توران بهش گفت که اگر قرار باشه سرباز فراری باشه حق نداره توی خانه او زندگی کنه و یوسف هم وسایلش را جمع کرد و به خانه عمه فرخنده رفت.

حامد که با اصرار طاهره می خواست به جنوب بره تا از احسان خبری بگیرد، قبل از رفتن می خواست یاسمن ببینه ولی هرچقدر جلوی در دانشگاه وایستاد یاسمن نیامد تا اینکه حنانه دوست یاسمن که حامد را می شناخت رفت پیش حامد تا اگر کاری با یاسمن داره به او بگه تا به یاسمن بگه حامد یک نامه نوشت داد به حنانه تا به یاسمن برسون. در آن نامه حامد یاسمن به نهار در جای همیشگی دعوت کرد که در این قرار گردنبدی که براش خریده بود به همراه یک نامه به او داد و بهش گفت که به ماموریت میره و خیلی زود برمیگرده.

هادی که قضیه رفتن پیش بابا سیما را برای مادرش تعریف کرده بود و گفته بود که رفتار خوبی باهاش نکرده برای همین توران به دفتر بابا سیمین رفت و بعد از کلی صحبت و حق دادن به او بابت رفتاری که با هادی کرده بود به این نتیجه رسیدن که اگر سیمین هادی را می خواهد باید خودش پافشاری کند تا به او برسد.

سریال لحظه گرگ و میش قسمت 9

 

دیدگاه‌ها