خلاصه داستان

خلاصه داستان سریال لحظه گرگ و میش قسمت 10

در سریال لحظه گرگ و میش قسمت 10 در حالی که تمام خانواده های درون فیلم دور هم جمع شده بودند تا لحظه تحویل سال را کنار هم جشن بگیرند طاهره به شدت دلتنگ برادر و همسرش بود که ناگهان باهاش تماس می گیرند و بهش خبر می دهند که بعد از تعطیلات برای مرخصی برمیگردن که این خبر باعث میشه که او بسیار خوشحال بشه و فردای آن روز به خانه خانواده وحدت می رود تا این خبر به توران و بقییه اعضای خانواده احسان بدهد تا آنها هم از نگرانی در بیان.

پدر سیمین بعد از سال تحویل می رود پیشش و یکسری خاطره گذشته از خانواده را بهش یاداوری می کند و با او راجب این خاطره ها صحبت می کند و در آخر او را مانند برادرش مهران که از دستش داده یاد می کند و به او می گوید در صورتی که بخواهد با هادی ازدواج کند دیگری دختری به نام سیمین ندارد و این تهدید سیمین را بسیار ناراحت می کند و سیمین فردای آن روز پیش هادی می رود تا بهش بگوید دیگر نمی تواند این رابطه ادامه دهد که هادی پس از شنیدن این موضوع از سیمین عصبانی می شود و از شدت عصبانیت زمانی که از نردبام می خواهد بالا برود به پایین می افتد و دستش می شکند که سیمین او را سریع به بیمارستان می رساند.

زمان آمدن احسان نزدیک بود همه خانواده منتظر اومدن اون بودن، طاهره به همراه مادرش به خانه وحدت اومده بود تا اینکه یک زنگ همه چیز را خراب کرد و تلخ ترین سکانس تا اینجای سریال را رقم زد که محتوای این زنگ این بود که خبر شهادت احسان را می داد. توران باور نمی کرد و همه را از عزاداری منع می کرد یک جورایی نمی خواست که باور کنه احسان شهید شده و منتظر حامد بود تا بیاد این خبر تایید کنه ولی زمانی که حامد اومد نتوانست از شرمندگی به خانه برگده.

سریال لحظه گرگ و میش قسمت 10
 

 

دیدگاه‌ها