خلاصه داستان

خلاصه داستان سریال لحظه گرگ و میش قسمت 4

در سریال لحظه گرگ و میش قسمت 4 یوسف که از سربازی رفتن فراری بود حالا نقشه کشیده که هرطوری شده از ایران پیش اقوامشون که در آمریکاست بره ولی برای رفتن نیاز به پول داره، که برای جور کردنش اول از مادرش در خواست کرد ولی اون دست رد به سینش زد تا اینکه به این فکر افتاد تا از عمه فرخندش که خیلی هم دوستش داره این پول را قرض کنه، اول تلاش کرد اعتماد عمه اش با لطف و محبت کردن بهش بدست بیاره و با دروغی که سرهم کرد راجب اینکه می خواهد با پولی که از اون بگیره کسب و کاری راه بندازه توانست عمه فرخنده را گول بزند و او قبول کرد که این پول را بهش بده.

در ادامه احسان در حال تدارک دیدن برای مراسم عقدش بود و همه اعضای خانواده محیا شده بودن تا مراسم را برگزار کنند و حتی طاهره هم لباس عقدش را پوشیده بود و همه منتظر احسان بودن تا بیاد و مراسم را برگزار کنند. احسان اومد ولی نه برای عقدش برای اینکه خبر شهید شدن رازمیک را به بقییه بدهد، به همین خاطر تمامی مراسم بهم خورد و آنها برای مراسم خاکسپاری رازمیک آماده شدن و احسان دچار ناراحتی عمیقی شد که نمی توانست زیاد طولش دهد و باید هرچی زودتر به شرایط عادی برمی گشت تا به دیگر مجروحین بیمارستان کمک کند.

از آنجایی که علاقه یاسمن و حامد به یکدیگر هر روز بیشتر می شد، حامد به مغازه طلا فروشی پدربزرگ یاسمن رفت و گردنبدی که یامسن از اون خوشش می آمد را برای اون خرید و چند روز بعد از شهید شدن رازمیک به دانشگاه یاسمن رفت و او را در حالی که سرکلاس بود به بیرون آورد تا برسر مسئله مهمی با او صحبت کند. به او گفت که می خواهد به آلمان برگردد و به یاسمن پیشنهاد داد کارهایش را درست می کند تا او هم همراهش به آلمان بره ولی یاسمن جواب مشخصی به اون نداد تا چند روز بعد که حامد به خانه خانواده وحدت اومد تا با آنها خداحافظی کند که در آنجا یاسمن به حامد گفت که اگر امکانش را داره اون به آلمان نره و اینجا بمونه که با جواب منفی حامد رو به رو شد.

سریال لحظه گرگ و میش قسمت 4

دیدگاه‌ها