خلاصه داستان
نیکان قسمت 18 : نیکان به دم در خانه خانواده نورا میره. از املاکی به اونجا اومدن تا خونه را بازدید که بخره. پدر و مادر نورا با دیدن نیکان جا میخورن و با عصبانیت میگه تو اینجا چیکار داری؟ اومدی دنبال رضایت؟ نیکان میگه نه من اومدم فقط بگم پول عمل نورا جور شده آنها خوشحال میشه و خداروشکر میکنن ….

دیدگاه‌ها