خلاصه داستان
نیکان قسمت 12 : نیکان تو اتوبوس در حال نگاه کردن به کارهای دستش هست که یه زن بهش میگه فروشیه؟ او با خوشحال تایید میکنه از طرفی بقیه کم کم میان و ازش قیمت میپرسن و میخوان تا مدل هاشو ببینن او با خوشحالی بهشون نشون میده. حسام پیش سعید میره و باهاش.…

دیدگاه‌ها