خلاصه داستان
نیکان قسمت 8 : اون زن که زن صفتر یکی از راننده های جهان بود، با جهان حرف میزنه که یکدفعه دخترش میاد و میگه بابا زنگ زده! جهان سریع گوشیو میگیره و با صفتر حرف میزنه و سرزنشش میکنه سپس از اونجا میره. نیکان سر پروژه کارآموزیش میره و از سعید حقوق میخواد که او باهاش کل کل میکنه.…

دیدگاه‌ها