
سریال پایتخت 3 قسمت 18
خلاصه داستان سریال پایتخت 3 قسمت 18
در سریال پایتخت 3 قسمت 18 نقی به یک کشتی گیر چینی خورده و باید با او رقابت کند در این میان ارسطو از آنجایی که یک زن چینی دارد نمی داند که باید الان باید از نقی حمایت کند یا کشتی گیری که هم کشور همسرش است. در همین راستا در تلاش است که این دو تا باهم دیگر رقابت نکنند ابتدا از مربی تیم ملی می خواهد که از حق میزبانی استفاده کند و قرعه نقی را عوض کند که با خشونت شدید مربی رو به رو میشه بعد از اینکه این راه جواب نداد پیش چینی ها می رود و با زبانی که از همسرش یاد گرفته با آنها صحبت می کند که یک پولی بهشون بده و آنها انصراف بدن که در نهایت داشت منجر به کتک خوردنش از کشتی گیر چینی می شد که فرار کرد و در آخر دید که کاری از دستش بر نمی آید و چاره ای نداره جز اینکه این دو نفر باهم دیگر رقابت کنند.
در ادامه خانواده معمولی باید منتظر فردا می ماندند تا کشتی های نقی شروع شود در این میان از بیمارستان با بهبود تماس می گیرند که برای عمل کمرش فردا در روزی که مسابقات کشتی نقی شروع می شود باید به بیمارستان بیاید و بهبود این موضوع را ازفهیمه برای اینکه نگران نشود مخفی می کند و به صورت محرمانه به ارسطو این می گوید که باهم دیگر به بیمارستان بروند تا بهبود عملش را انجام دهد.
فردای آن روز که مسابقات نقی شروع می شود در اولین بازی اش کشتی گیر چینی را شکست می دهد ولی در سالن ارسطو را نمی بیند برای همین شک می کند و هرطور شده می خواد که با ارسطو تماس بگیرد ولی داشتن موبایل در اردو تیم ملی ممنوع است و این موضوع نقی را کلافه کرده تا اینکه از پشت پنجره هما را می بیند و تلفنش را میگیرد تا به ارسطو زنگ بزند بعد از اینکه ارسطو تلفن را جواب می دهد نقی از او می پرسد که کجاست ولی ارسطو نمی خواهد جریان را تعریف کند تا تمرکز نقی برای ادامه مسابقات بهم نریزد.
خلاصه داستان سریال پایتخت 3 قسمت 18
در سریال پایتخت 3 قسمت 18 نقی به یک کشتی گیر چینی خورده و باید با او رقابت کند در این میان ارسطو از آنجایی که یک زن چینی دارد نمی داند که باید الان باید از نقی حمایت کند یا کشتی گیری که هم کشور همسرش است. در همین راستا در تلاش است که این دو تا باهم دیگر رقابت نکنند ابتدا از مربی تیم ملی می خواهد که از حق میزبانی استفاده کند و قرعه نقی را عوض کند که با خشونت شدید مربی رو به رو میشه بعد از اینکه این راه جواب نداد پیش چینی ها می رود و با زبانی که از همسرش یاد گرفته با آنها صحبت می کند که یک پولی بهشون بده و آنها انصراف بدن که در نهایت داشت منجر به کتک خوردنش از کشتی گیر چینی می شد که فرار کرد و در آخر دید که کاری از دستش بر نمی آید و چاره ای نداره جز اینکه این دو نفر باهم دیگر رقابت کنند.
در ادامه خانواده معمولی باید منتظر فردا می ماندند تا کشتی های نقی شروع شود در این میان از بیمارستان با بهبود تماس می گیرند که برای عمل کمرش فردا در روزی که مسابقات کشتی نقی شروع می شود باید به بیمارستان بیاید و بهبود این موضوع را ازفهیمه برای اینکه نگران نشود مخفی می کند و به صورت محرمانه به ارسطو این می گوید که باهم دیگر به بیمارستان بروند تا بهبود عملش را انجام دهد.
فردای آن روز که مسابقات نقی شروع می شود در اولین بازی اش کشتی گیر چینی را شکست می دهد ولی در سالن ارسطو را نمی بیند برای همین شک می کند و هرطور شده می خواد که با ارسطو تماس بگیرد ولی داشتن موبایل در اردو تیم ملی ممنوع است و این موضوع نقی را کلافه کرده تا اینکه از پشت پنجره هما را می بیند و تلفنش را میگیرد تا به ارسطو زنگ بزند بعد از اینکه ارسطو تلفن را جواب می دهد نقی از او می پرسد که کجاست ولی ارسطو نمی خواهد جریان را تعریف کند تا تمرکز نقی برای ادامه مسابقات بهم نریزد.


















