
سریال گیلدخت قسمت 59
خلاصه داستان سریال گیلدخت قسمت 59
سریال گیلدخت قسمت 59 با آغاز مراسم سرنوشتساز انتخاب جانشین سلطنت آغاز میشود؛ شبی که قرار است آینده کشور و سرنوشت بسیاری از شخصیتها تغییر کند. در این مراسم، حکیم دربار که به اجبار به مجلس آورده شده است، در برابر بزرگان و سران قبایل اعتراف میکند که سالها پیش به دستور دربار، معین میرزا را مسموم کرده است. این اعتراف، نخستین ترک را بر نقشه پیچیده طاووسالملوک وارد میکند و فضای مجلس را ملتهب میسازد.
در همین زمان، تقیخان و گلنار در مسیر عمارت با زهرمارخان روبهرو میشوند. زهرمار قصد جلوگیری از ورود تقی را دارد، اما اسماعیل به موقع از راه میرسد و پس از درگیری، او را خلع سلاح و زندانی میکند. با باز شدن راه، تقی و گلنار خود را به مجلس میرسانند تا حقیقت را پیش چشم حاضران آشکار کنند.

تقیخان در برابر بزرگان، پرده از سالها توطئه برمیدارد. او فاش میکند که طاووسالملوک برای به قدرت رساندن آصف میرزا، نقشه قتل حاضران مجلس را نیز کشیده و در پشت پرده با دولتهای بیگانه برای واگذاری بخشهایی از خاک ایران توافق کرده است. سپس راز بزرگ دیگری برملا میشود؛ آصف در حقیقت فرزند میرزارضا و ماهمنیر است و سالها پیش از خانواده واقعی خود جدا شده است. حکیم نیز همه این سخنان را تأیید میکند و اعتبار ادعاهای تقی را نزد حاضران افزایش میدهد.
هنوز مجلس در شوک این افشاگریهاست که نیروهای مهاجم، طبق نقشه صفی، به عمارت حمله میکنند. صدای انفجار و شلیک گلوله فضای عمارت را فرا میگیرد و مهمانان برای نجات جان خود پراکنده میشوند. درگیری شدیدی میان افراد اسماعیل، نیروهای دربار و سربازان وابسته به آصف شکل میگیرد و عمارت به میدان نبرد تبدیل میشود.
در میانه این آشوب، تقیخان نیز زخمی میشود و گلنار او را به مطبخ منتقل میکند. گلنار تصمیم دارد برای کمک برود، اما تقی از او میخواهد تنها اسماعیل را نزدش بیاورد، زیرا دیگر نمیخواهد خون افراد بیگناه بیشتری بر زمین ریخته شود.
در سوی دیگر، آصف که از آشوب جان سالم به در برده، به اتاق طاووسالملوک میرود. طاووس در آستانه مرگ قرار دارد و آصف، در اقدامی غیرمنتظره، با گذاشتن بالش روی صورتش، کار او را برای همیشه تمام میکند و انتقام سالها فریب و سوءاستفاده را میگیرد.
در پایان قسمت، آصف وارد مطبخ میشود و تقی زخمی را مقابل خود میبیند. میان آن دو آخرین گفتوگو شکل میگیرد؛ تقی به آصف میگوید که با وجود همه تلاشهایش، شکست خورده است. آصف نیز اسلحه خود را به سوی تقی نشانه میرود و شلیک میکند، اما سرنوشت تقیخان تا پایان قسمت نامشخص باقی میماند و داستان در اوج تعلیق به پایان میرسد.
خلاصه داستان سریال گیلدخت قسمت 59
سریال گیلدخت قسمت 59 با آغاز مراسم سرنوشتساز انتخاب جانشین سلطنت آغاز میشود؛ شبی که قرار است آینده کشور و سرنوشت بسیاری از شخصیتها تغییر کند. در این مراسم، حکیم دربار که به اجبار به مجلس آورده شده است، در برابر بزرگان و سران قبایل اعتراف میکند که سالها پیش به دستور دربار، معین میرزا را مسموم کرده است. این اعتراف، نخستین ترک را بر نقشه پیچیده طاووسالملوک وارد میکند و فضای مجلس را ملتهب میسازد.
در همین زمان، تقیخان و گلنار در مسیر عمارت با زهرمارخان روبهرو میشوند. زهرمار قصد جلوگیری از ورود تقی را دارد، اما اسماعیل به موقع از راه میرسد و پس از درگیری، او را خلع سلاح و زندانی میکند. با باز شدن راه، تقی و گلنار خود را به مجلس میرسانند تا حقیقت را پیش چشم حاضران آشکار کنند.

تقیخان در برابر بزرگان، پرده از سالها توطئه برمیدارد. او فاش میکند که طاووسالملوک برای به قدرت رساندن آصف میرزا، نقشه قتل حاضران مجلس را نیز کشیده و در پشت پرده با دولتهای بیگانه برای واگذاری بخشهایی از خاک ایران توافق کرده است. سپس راز بزرگ دیگری برملا میشود؛ آصف در حقیقت فرزند میرزارضا و ماهمنیر است و سالها پیش از خانواده واقعی خود جدا شده است. حکیم نیز همه این سخنان را تأیید میکند و اعتبار ادعاهای تقی را نزد حاضران افزایش میدهد.
هنوز مجلس در شوک این افشاگریهاست که نیروهای مهاجم، طبق نقشه صفی، به عمارت حمله میکنند. صدای انفجار و شلیک گلوله فضای عمارت را فرا میگیرد و مهمانان برای نجات جان خود پراکنده میشوند. درگیری شدیدی میان افراد اسماعیل، نیروهای دربار و سربازان وابسته به آصف شکل میگیرد و عمارت به میدان نبرد تبدیل میشود.
در میانه این آشوب، تقیخان نیز زخمی میشود و گلنار او را به مطبخ منتقل میکند. گلنار تصمیم دارد برای کمک برود، اما تقی از او میخواهد تنها اسماعیل را نزدش بیاورد، زیرا دیگر نمیخواهد خون افراد بیگناه بیشتری بر زمین ریخته شود.
در سوی دیگر، آصف که از آشوب جان سالم به در برده، به اتاق طاووسالملوک میرود. طاووس در آستانه مرگ قرار دارد و آصف، در اقدامی غیرمنتظره، با گذاشتن بالش روی صورتش، کار او را برای همیشه تمام میکند و انتقام سالها فریب و سوءاستفاده را میگیرد.
در پایان قسمت، آصف وارد مطبخ میشود و تقی زخمی را مقابل خود میبیند. میان آن دو آخرین گفتوگو شکل میگیرد؛ تقی به آصف میگوید که با وجود همه تلاشهایش، شکست خورده است. آصف نیز اسلحه خود را به سوی تقی نشانه میرود و شلیک میکند، اما سرنوشت تقیخان تا پایان قسمت نامشخص باقی میماند و داستان در اوج تعلیق به پایان میرسد.
























































