
سریال گیلدخت قسمت 29
خلاصه داستان سریال گیلدخت قسمت 29
سریال گیلدخت قسمت 29 با اوج گرفتن بحران در عمارت آصف میرزا و تلاش شخصیتها برای نجات عزیزانشان دنبال میشود. گلنار که همچنان هویت واقعی خود را پنهان کرده، در کنار انجام کارهای سخت مطبخ، به دنبال راهی برای کمک به خانواده و اسماعیل است.
در ابتدای قسمت، گلنار هنگام آوردن آب از چاه، با باقر و همراهش که در بند هستند روبهرو میشود. او مخفیانه به آنها آب میدهد و طناب دستشان را باز میکند و از آنها میخواهد تا زمانی که اوضاع آرام نشده، کسی از این موضوع باخبر نشود.
در عمارت، اختلاف میان صفیالدوله و آصف میرزا شدت میگیرد. صفیالدوله از تصمیمهای عجولانه آصف میرزا، از جمله برخورد با مردم، زندانی کردن احترامالسادات و تمرکز وسواسگونهاش بر یافتن اسماعیل، انتقاد میکند، اما آصف میرزا بدون توجه به هشدارها، همچنان بر ادامه جستوجو اصرار دارد.

خشم آصف میرزا سپس متوجه عباسقلی میشود. او به دلیل ناکامی در دستگیری اسماعیل، عباسقلی را در حضور دیگران تحقیر کرده، کلاهش را از سر برمیدارد، به او سیلی میزند و فرماندهی نیروها را به چاوش میسپارد. این تصمیم، جایگاه عباسقلی را به شدت متزلزل میکند.
در ادامه، گاری حامل آذوقه وارد عمارت میشود. با کمک مصیب، باقر و همراهش موفق میشوند مخفیانه سوار گاری شوند و از عمارت خارج شوند. در همین لحظه، اسماعیل که پنهانی در گاری حضور دارد، برای نخستین بار گلنار را میبیند و با چشمانی اشکآلود نام او را صدا میزند، اما گلنار فرصت دیدار یا گفتوگو با او را پیدا نمیکند.
در مطبخ، صحبت درباره وخامت حال احترامالسادات، گلنار را به شدت نگران میکند. او از حرفهای دیگران میفهمد که وضعیت مادرش بحرانی است و همین موضوع باعث میشود بیش از گذشته برای رسیدن به او بیتاب شود.
از سوی دیگر، فیروزه هنگام سرک کشیدن در عمارت گرفتار صفیالدوله میشود. او در آستانه مجازات قرار میگیرد، اما با ادعای اینکه از گلنار خبر مهمی دارد، جان خود را نجات میدهد. آصف میرزا دستور میدهد فیروزه فعلاً در اندرونی نگه داشته شود تا شاید بتوان از اطلاعات او استفاده کرد.
در مطبخ نیز تنش میان ندیمهها بالا میگیرد و در پی یک سوءتفاهم، گلنار به دلیل بیتوجهی به دستور میرزا رضا، به اتاق زیرشیروانی فرستاده و زندانی میشود. او با پرداخت یک اشرفی به لیلی موفق میشود از اتاق خارج شود و برای توجیه این درخواست، وانمود میکند احترامالسادات او را به یاد مادر از دسترفتهاش میاندازد.
همزمان، صفیالدوله پس از نوشتن نامهای برای طاووسالملوک، نامه آصف میرزا را از بین میبرد و آن را در شومینه میسوزاند؛ اقدامی که نشان میدهد او نقشههای مستقلی را دنبال میکند.
در پایان قسمت، اسماعیل با تب شدید دستوپنجه نرم میکند و خانم گل به همراه باقر خود را به بالین او میرساند. از سوی دیگر، گلنار با عجله به خانه خانم گل میرود، کتاب طب و وسایل درمان را برمیدارد و برای کمک به مادرش بازمیگردد؛ در حالی که احترامالسادات نیز در بستر بیماری، روزهای سختی را سپری میکند.
خلاصه داستان سریال گیلدخت قسمت 29
سریال گیلدخت قسمت 29 با اوج گرفتن بحران در عمارت آصف میرزا و تلاش شخصیتها برای نجات عزیزانشان دنبال میشود. گلنار که همچنان هویت واقعی خود را پنهان کرده، در کنار انجام کارهای سخت مطبخ، به دنبال راهی برای کمک به خانواده و اسماعیل است.
در ابتدای قسمت، گلنار هنگام آوردن آب از چاه، با باقر و همراهش که در بند هستند روبهرو میشود. او مخفیانه به آنها آب میدهد و طناب دستشان را باز میکند و از آنها میخواهد تا زمانی که اوضاع آرام نشده، کسی از این موضوع باخبر نشود.
در عمارت، اختلاف میان صفیالدوله و آصف میرزا شدت میگیرد. صفیالدوله از تصمیمهای عجولانه آصف میرزا، از جمله برخورد با مردم، زندانی کردن احترامالسادات و تمرکز وسواسگونهاش بر یافتن اسماعیل، انتقاد میکند، اما آصف میرزا بدون توجه به هشدارها، همچنان بر ادامه جستوجو اصرار دارد.

خشم آصف میرزا سپس متوجه عباسقلی میشود. او به دلیل ناکامی در دستگیری اسماعیل، عباسقلی را در حضور دیگران تحقیر کرده، کلاهش را از سر برمیدارد، به او سیلی میزند و فرماندهی نیروها را به چاوش میسپارد. این تصمیم، جایگاه عباسقلی را به شدت متزلزل میکند.
در ادامه، گاری حامل آذوقه وارد عمارت میشود. با کمک مصیب، باقر و همراهش موفق میشوند مخفیانه سوار گاری شوند و از عمارت خارج شوند. در همین لحظه، اسماعیل که پنهانی در گاری حضور دارد، برای نخستین بار گلنار را میبیند و با چشمانی اشکآلود نام او را صدا میزند، اما گلنار فرصت دیدار یا گفتوگو با او را پیدا نمیکند.
در مطبخ، صحبت درباره وخامت حال احترامالسادات، گلنار را به شدت نگران میکند. او از حرفهای دیگران میفهمد که وضعیت مادرش بحرانی است و همین موضوع باعث میشود بیش از گذشته برای رسیدن به او بیتاب شود.
از سوی دیگر، فیروزه هنگام سرک کشیدن در عمارت گرفتار صفیالدوله میشود. او در آستانه مجازات قرار میگیرد، اما با ادعای اینکه از گلنار خبر مهمی دارد، جان خود را نجات میدهد. آصف میرزا دستور میدهد فیروزه فعلاً در اندرونی نگه داشته شود تا شاید بتوان از اطلاعات او استفاده کرد.
در مطبخ نیز تنش میان ندیمهها بالا میگیرد و در پی یک سوءتفاهم، گلنار به دلیل بیتوجهی به دستور میرزا رضا، به اتاق زیرشیروانی فرستاده و زندانی میشود. او با پرداخت یک اشرفی به لیلی موفق میشود از اتاق خارج شود و برای توجیه این درخواست، وانمود میکند احترامالسادات او را به یاد مادر از دسترفتهاش میاندازد.
همزمان، صفیالدوله پس از نوشتن نامهای برای طاووسالملوک، نامه آصف میرزا را از بین میبرد و آن را در شومینه میسوزاند؛ اقدامی که نشان میدهد او نقشههای مستقلی را دنبال میکند.
در پایان قسمت، اسماعیل با تب شدید دستوپنجه نرم میکند و خانم گل به همراه باقر خود را به بالین او میرساند. از سوی دیگر، گلنار با عجله به خانه خانم گل میرود، کتاب طب و وسایل درمان را برمیدارد و برای کمک به مادرش بازمیگردد؛ در حالی که احترامالسادات نیز در بستر بیماری، روزهای سختی را سپری میکند.
























































