خلاصه داستان
در سریال گیلدخت قسمت 30 فیروزه به آسیه التماس می کند تا هر طور شده میرزا رضارا راضی کند تا او را از محبس دربیاورند. صفی، عباس قلی را راه می اندازد تا چشم از فیروزه برندارد و او را راه رسیدن به گلنار می داند.

دیدگاه‌ها