خلاصه داستان

خلاصه داستان سریال گیلدخت قسمت 22

سریال گیلدخت قسمت 22 با اتفاقی غیرمنتظره آغاز می‌شود. مردی جوان در مسیر خود، پیکر زخمی اسماعیل میرشکار را پیدا می‌کند؛ کسی که همه تصور می‌کردند جان باخته است. او با زحمت فراوان اسماعیل را به پناهگاهی می‌برد و تلاش می‌کند جانش را نجات دهد. اسماعیل که از شدت جراحت توان حرکت ندارد، با درد دست‌وپنجه نرم می‌کند و امید تازه‌ای برای ادامه زندگی پیدا می‌شود.

در عمارت، یکی از تفنگچی‌های قاجار خبر می‌دهد که قرار است آقا زین‌العابدین به جرم بی‌احترامی به مقام آصف میرزا مجازات شود. هم‌زمان گلنار که همچنان در لباس خدمتکار در عمارت حضور دارد، هنگام نظافت ناخواسته باعث عصبانیت چاوش می‌شود. در همین هنگام قاسم‌خان وارد عمارت می‌شود و به یکی از خدمتکاران مشکوک می‌شود، اما گلنار پیش از آنکه شناخته شود، صورت خود را می‌پوشاند و از مقابل او دور می‌شود. قاسم‌خان قصد تعقیب او را دارد، ولی چاوش مانع این کار می‌شود.

اندکی بعد گلنار از دور ایرج را در عمارت می‌بیند و این خبر را با خوشحالی به فیروزه می‌دهد. فیروزه برای دیدن ایرج می‌رود، اما در مسیر نصیر مزاحم او می‌شود و چاوش با دخالت خود مانع ادامه این رفتار می‌شود.

سریال گیل دخت قسمت 22

در بخش دیگری از داستان، قاسم‌خان تلاش می‌کند آصف میرزا را از اجرای حکم فلک کردن آقا زین‌العابدین منصرف کند، اما شازده حاضر به عقب‌نشینی نمی‌شود. سپس آصف میرزا، طاووس‌الملوک، صفی و عباس‌قلی جلسه‌ای محرمانه برگزار می‌کنند. گلنار با تظاهر به نظافت، پشت در اتاق می‌ایستد تا از گفت‌وگوهای آن‌ها باخبر شود. او در میان صحبت‌ها متوجه می‌شود که طاووس‌الملوک قصد سفر به رشت را دارد؛ خبری که می‌تواند فرصت مهمی برای اجرای نقشه‌هایش باشد.

از سوی دیگر، اسماعیل که همچنان در بستر بیماری است، برای نجات جان خود دست به کاری دردناک می‌زند و گلوله را با دستان خودش از بدن خارج می‌کند. هرچند از شدت درد بیهوش می‌شود، اما زنده ماندنش امید تازه‌ای برای ادامه داستان ایجاد می‌کند.

در عمارت، گلنار و فیروزه تصمیم می‌گیرند از غیبت احتمالی طاووس‌الملوک برای نجات تقی‌خان و احترام سادات استفاده کنند. گلنار به دنبال تکه‌های نامه‌ای می‌گردد که پیش‌تر سوزانده شده بود و تصور می‌کند شاید بتواند از میان زباله‌های عمارت سرنخی از آن پیدا کند. فیروزه نیز با زیرکی حواس مهربان بانو را پرت می‌کند تا گلنار فرصت خروج از عمارت را داشته باشد.

گلنار با اجازه یکی از نگهبانان از عمارت خارج می‌شود و در محل ریختن زباله‌ها، میان خاکروبه‌ها به دنبال تکه‌های نامه می‌گردد. در همین حال صفی رفت‌وآمد او را زیر نظر دارد و به رفتارهایش مشکوک می‌شود. در پایان قسمت، گلنار پس از بازگشت به عمارت کنار حوض مشغول شستن دست‌هایش می‌شود، اما ناگهان نگاهش به نقطه‌ای خیره می‌ماند؛ اتفاقی که زمینه‌ساز ادامه ماجرا در قسمت بعد خواهد شد.

دیدگاه‌ها