خلاصه داستان

خلاصه داستان سریال گیلدخت قسمت 15

سریال گیلدخت قسمت 15 با ادامه نقشه‌های آصف‌میرزا و طاووس‌الملوک برای تحت فشار قرار دادن خانواده تقی‌خان آغاز می‌شود. تقی‌خان را از زندان بیرون می‌آورند تا به دیدار احترام سادات برود، اما او به این رفتار ناگهانی مشکوک می‌شود. مشاور آصف‌میرزا به او می‌گوید احترام سادات چند روز است از خوردن غذا خودداری کرده و برای همین تصمیم گرفته‌اند این دیدار انجام شود. تقی‌خان نیز پس از استحمام، اصلاح و پوشیدن لباس نو، برای ملاقات با همسرش آماده می‌شود. در همین زمان، طاووس‌الملوک مخفیانه زهری را که خود تهیه کرده در نوشیدنی احترام سادات می‌ریزد و از مهربان بانو می‌خواهد آن را هنگام دیدار مقابل او قرار دهد.

در امامزاده، عباس‌قلی و افرادش که چند روزی در محاصره محل پناه گرفتن گلنار مانده‌اند، از گرسنگی و خستگی به ستوه آمده‌اند. گلنار با دیدن وضعیت آنان، همراه خانم گل تصمیم می‌گیرد برای تفنگچی‌ها غذا بفرستد. افراد عباس‌قلی ابتدا تردید می‌کنند، اما سرانجام به دلیل گرسنگی، غذا را می‌پذیرند.

سریال گیل دخت قسمت 15

در عمارت، آصف‌میرزا برخلاف رفتار خشن گذشته، حال روحی آشفته‌ای دارد. او در گفت‌وگو با صفی از خاطرات دوران جوانی و دوستی با اسماعیل یاد می‌کند و حتی از خونریزی‌های اخیر ابراز پشیمانی می‌کند. با وجود تلاش صفی برای تحریک او، آصف‌میرزا تأکید می‌کند که گلنار باید زنده دستگیر شود و هیچ‌کس بدون دستور مستقیم او حق آسیب رساندن به دختر تقی‌خان را ندارد.

صبح روز بعد، صفی و عباس‌قلی به امامزاده می‌روند، اما متوجه می‌شوند گلنار و همراهانش شبانه از آنجا خارج شده‌اند. در واقع، گلنار، فیروزه و ایرج با استفاده از غفلت مأموران، مخفیانه سوار بر گاری از امامزاده دور شده‌اند و سفر خود را به سوی مقصد ادامه می‌دهند.

در ادامه، طاووس‌الملوک و مهربان بانو برای انتخاب خدمتکاران و ندیمه‌های جدید به آبادی‌های اطراف می‌روند. در این میان، رفتار سودجویانه قاسم‌خان و دریافت پول از خانواده دختران برای فرستادن آنان به عمارت آشکار می‌شود؛ موضوعی که توجه برخی از اهالی را جلب می‌کند.

قسمت پانزدهم در حالی به پایان می‌رسد که گلنار با دیدن صمیمیت فیروزه و ایرج، خاطرات عشق از دست‌رفته‌اش با اسماعیل را به یاد می‌آورد و بار دیگر دلتنگی و اندوه گذشته بر او غلبه می‌کند.

دیدگاه‌ها