خلاصه داستان

خلاصه داستان سریال گیلدخت قسمت 11

سریال گیلدخت قسمت 11 با حضور گلنار در خانه خانم گل آغاز می‌شود. گلنار که پس از حوادث تلخ روزهای گذشته روحیه خود را از دست داده، از سرنوشت خانواده‌اش و اتفاقاتی که بر سر تقی‌خان، احترام‌السادات و اسماعیل آمده، با اندوه سخن می‌گوید. خانم گل تلاش می‌کند او را آرام کند و از او می‌خواهد به جای شکایت از روزگار، امیدش را از دست ندهد؛ زیرا هنوز حقیقت ماجرا روشن نشده و اخبار نادرستی از عمارت به بیرون راه پیدا کرده است. او برای تقویت حال گلنار، دمنوشی آماده می‌کند و لباس‌هایی در اختیارش می‌گذارد تا استراحت کند و توان از دست‌رفته‌اش را بازیابد.

در عمارت، مهربان بانو فیروزه را کنار می‌کشد و به او یادآوری می‌کند که اگر میانجی‌گری او نبود، افراد عباس‌قلی آسیب جدی به فیروزه می‌رساندند. او همچنین هشدار می‌دهد که بهتر است مدتی از برابر چشم عباس‌قلی دور بماند. با این حال، فیروزه بدون ترس پاسخ او را می‌دهد و حاضر نمی‌شود در برابر تهدیدها سکوت کند.

صبح روز بعد، طاووس‌الملوک از مهربان بانو می‌خواهد خانم گل را برای درمان آصف‌میرزا به عمارت بیاورد. شنیدن این خبر، فیروزه را نگران می‌کند و او بی‌درنگ اکبر را راهی خانه خانم گل می‌کند تا پیش از رسیدن افراد آصف‌میرزا، آن‌ها را از ماجرا باخبر سازد. اکبر نیز از مسیر جنگل خود را به خانه خانم گل می‌رساند و هشدار لازم را می‌دهد.

سریال گیل دخت قسمت 11

کمی بعد، مهربان بانو به همراه چند تفنگچی وارد خانه خانم گل می‌شود و دستور می‌دهد تمام خانه را جست‌وجو کنند. در همین زمان، گلنار برای فرار از دید مأموران داخل دیگی بزرگ پنهان می‌شود و جست‌وجوی افراد آصف‌میرزا بی‌نتیجه می‌ماند.

مهربان بانو در گفت‌وگو با خانم گل از او می‌خواهد برای درمان آصف‌میرزا به عمارت بازگردد. خانم گل نیز شرط می‌گذارد که ابتدا انسیه را در اختیار او قرار دهند. گفت‌وگوی آن‌ها با اشاره به گذشته و اتفاقات قدیمی ادامه پیدا می‌کند، اما هیچ‌یک حاضر نمی‌شود از موضع خود کوتاه بیاید. در جریان این دیدار، مهربان بانو متوجه لباس‌های زنانه روی بند رخت می‌شود و به حضور احتمالی گلنار مشکوک می‌شود، اما خانم گل با هوشیاری اجازه نمی‌دهد شک او به یقین تبدیل شود.

در مسیر بازگشت، مهربان بانو بار دیگر سراغ گلنار را می‌گیرد و تأکید می‌کند که گره این ماجرا تنها به دست او باز خواهد شد، اما خانم گل پاسخی نمی‌دهد. با وجود این، مهربان بانو برای اطمینان، دو نفر از تفنگچیان را دوباره به خانه خانم گل می‌فرستد. گلنار پیش از رسیدن آن‌ها از خانه خارج شده و به دل جنگل می‌زند و بار دیگر از دست تعقیب‌کنندگان می‌گریزد.

پس از رسیدن خانم گل به عمارت، او معاینه آصف‌میرزا را آغاز می‌کند. رفتار تند و بی‌حوصله آصف‌میرزا نیز باعث نمی‌شود خانم گل از شیوه همیشگی خود دست بردارد و او با صراحت به شاهزاده می‌گوید که سلامت انسان بیش از هر چیز به خوراک و شیوه زندگی او وابسته است. پس از پایان معاینه، طاووس‌الملوک به آصف‌میرزا یادآوری می‌کند که خانم گل می‌تواند یکی از کلیدهای حل معمای صندوق و اسرار تقی‌خان باشد و بهتر است با او مدارا کنند.

در بخش پایانی قسمت، گلنار برای گلایه از بی‌تفاوتی اهالی به قهوه‌خانه روستا می‌رود و با کدخدا صحبت می‌کند، اما کدخدا می‌گوید نمی‌تواند از رعیت انتظار داشته باشد جان خود را در این ماجرا به خطر بیندازد. در همین هنگام، عباس‌قلی و افرادش وارد روستا می‌شوند تا گلنار را پیدا کنند. اکبر با هوشیاری او را به انبار کاه می‌برد و پشت انبوهی از کاه‌ها پنهان می‌کند. یکی از تفنگچیان هنگام جست‌وجو وارد انبار می‌شود، اما اکبر با زیرکی وانمود می‌کند به دستور کدخدا در آنجا زندانی شده است. این حیله باعث می‌شود مأموران بدون پیدا کردن گلنار محل را ترک کنند و اکبر در آخرین لحظه، با چشمکی به گلنار اطمینان می‌دهد که خطر فعلاً برطرف شده است.

دیدگاه‌ها