خلاصه داستان
بچه مهندس - قسمت18 ، جواد, آقای عباسی و مژگان را به آسایشگاه پیش صورت زخمی (پدر واقعی مژگان) میبرد وقتی می رسند و مژگان با پدرش چشم تو چشم میشود عصبانی می شود و به جواد میگوید چرا گذشته منو جلو چشام میاری و به صورت زخمی می گوید من دختر شما نیستم و شما هم پدر من نیستی پدر من سال هاست مرده و به بیرون آسایشگاه میرود و....

دیدگاه‌ها