خلاصه داستان
بچه مهندس - قسمت8 ، وقتی به خانه می روند 3تایی با هم صحبت می کنند تا ببیننددر مورد واگذاری امتیاز طرحشون چه کار کنند و نتیجه می رسند که در ازای مبلغی طرح را به آنها بفروشند.بعد از سالها فردی دم در خونه جواد میاید و میفهمد که رسول رفیق دوران بچگیش در خانه خورشید است. وقتی به داخل می رود از خاطرات خانه خورشید برای مسعود و قاسم صحبت می کند از دعوا کردناشون تا خواستگاری کردن جواد از مژگان فردای آن روز....

دیدگاه‌ها